اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۸۹ - گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
گرنه بر غم عاشقان کار جهان مشوش است
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۶۰ - ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید
ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۳۹ - گر مرد ثواب اگر ز اهل گنه است
گر مرد ثواب اگر ز اهل گنه است
سعدی : مثنویات
شماره ۴۳ - به حال نیک و بد راضی شو ای مرد
به حال نیک و بد راضی شو ای مرد
مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۲۷ - نیست عجب صف زده، پیش سلیمان پری
نیست عَجَب صَفْ زَده، پیشِ سُلَیمان پَری
مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۲۴ - بستگی این سماع، هست ز بیگانه‌یی
بَستگیِ این سَماع، هست زِ بیگانه‌یی
عطار نیشابوری : بلبل نامه
آمدن مرغان بدیوان و دیدن ایشان بلبل را و از هیبت او خاموش شدن ایشان را
به دیوان آمدند مرغان چو دیوان
وحشی بافقی : خلد برین
حکایت - اهل دلی ترک جهان کرده بود
اهل دلی ترک جهان کرده بود
مولوی : غزلیات
غزل ۳۰۲۶ - خیره چرا گشته‌‌‌‌یی خواجه، مگر عاشقی؟
خیره چرا گشته‌‌‌‌یی خواجه، مَگَر عاشقی؟
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۲ - مهر بر روی یار باخته رنگ است
مهر بر روی یار باخته رنگ است
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۳۴ - لولی هندوستانی
نام وی محمد و از شوریدگان بی سر و سامان آن مملکت بود و به شیوهٔمجذوبان و دیوانگان سلوک می‌نمود. وارستگی‌اش از تخلصش معلوم است:
رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً، إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ» من عرف اللَّه سقط اختیاره عند مشیّته و اندرج احکامه فى شهوده لحکم ربّه، هر که قدم در کوى معرفت اللَّه تعالى نهاد و بدانست که خلق همه اسیر قدرت اواند در حبس مشیّت و بر ممر قضا و قدر، او نیز اختیار نکند و خود را کار نسازد و حکم نکند و کار خود بکلیت با مشیّت اللَّه تعالى افکند وانگه تکلّف خویش در آنچ اللَّه تعالى ساخته نیامیزد و چنانک حکم اللَّه تعالى بر وى مى‏گردد بى معارضه با آن مى‏سازد، و بزبان حال گوید: الهى این بوده و هست و بودنى، من بقدر تو نادانم و سزاى ترا ناتوانم، در بیچارگى خود گردانم، روز بروز بر زیانم، چون منى چون بود چنانم، از نگرستن در تاریکى بفغانم، که خود بر هیچ چیز هستماندنم ندانم، چشم بر روزى دارم که تو مانى و من نمانم، چون من کیست گر آن روز ببینم، ور ببینم، بجان فداى آنم.
اقبال لاهوری : پیام مشرق
درونم جلوهٔ افکار این چیست؟
درونم جلوهٔ افکار این چیست؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۴۱ - در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
در خون نشست لاله ز چشم سیاه تو
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۵۹ - تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید
تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۷۸ - کسی که از خضر آب بقا نمی گیرد
کسی که از خضر آب بقا نمی گیرد
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۲۵ - تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
تو گلبن و من بلبل عشق آرایم
سعدی : غزلیات
غزل ۲۷۰ - هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۲ - به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار می‌کردم
به مجلس بحث از آن خصمانه اغیار می‌کردم
ملا هادی سبزواری : ساقی‌نامه
ساقی‌نامه
دیگر بارم افتاده شوری بسر