فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۷۰ - چون جان و دل از درش سفر ساز کنند
چون جان و دل از درش سفر ساز کنند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۱۶ - عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
اوحدی مراغه‌ای : رباعیات
رباعی ۹۰ - از دست تو راضیم به آزردن خود
از دست تو راضیم به آزردن خود
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۸۴۶ - سر برهنه کرده‌ام به سودایی
سر برهنه کرده‌ام به سودایی
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۷ - عشق تو ز لطفها که با ما کردست
عشق تو ز لطفها که با ما کردست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۵۷ - خط سر زد و تغافل او همچنان بجاست
خط سر زد و تغافل او همچنان بجاست
کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۲ - از راز دو کون گر کس آگاه افتد
از راز دو کون گر کس آگاه افتد
سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۲ - چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من
چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۸۰ - داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ما
داغ است و سینه در عشق، صبح و ستاره ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۹۰ - یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۸۴ - چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام
چون قدح از عکس ساقی در بهشت افتاده ام
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۲۰۸ - آسمان افتادگان را غمگساری می شود
آسمان افتادگان را غمگساری می شود
لالایی ها : بخش اول
بخواب گل من
لالایی بخواب گل من
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۸۰ - دوش زلف سیهت بنده‌نوازیها کرد
دوش زلف سیهت بنده‌نوازیها کرد
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۰۴ - یاد او کردم دل اندوهگینی یافتم
یاد او کردم دل اندوهگینی یافتم
عطار نیشابوری : باب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشق
شماره ۱۶ - خود را ز تو بیگناه مینتوان داشت
خود را ز تو بیگناه مینتوان داشت
زرتشت : جلد اول کتاب اوستا - کهن ترین سرودهای ایرانیان
سرود سوم سپنتمدگاه
یسنه، هات 47 1 «مزدا اهوره» با «شهریاری مینوی» و «آرمیتی» خویش، کسی را که با «بهترین منش» و گفتار و کردار به « سپندمینو» و«اشه» بپیوندد، «سایی» و «جاودانگی» خواهد بخشید. 2 کسی که در پرتو «سپندترین مینو» بهترین [روش را دارد] و زبانش گویای »منش نیک» [او] ست ودستهایش کردارهای «آرمیتی» را می ورزد؛ تنها یک اندیشه [دارد]: «مزدا» پدر «اشه» است. 3 ای مزدا! تویی پدر «سپنند مینو»، تویی که این جهان خرمی بخش را برای او بیافریدی و بدان رامش بخشیدی و آنگاه که او با «منش نیک» همپرسگی کرد، »آرمیتی» را به راهبری و آبادانی آن برگماشتی. 4 ای مزدا. دروندان که از «سپند مینو» روی برتافتند، آزار بینند، اما اشوتان چنین نشوند. اشون را هر چندن هم کم نوا باشد، باید دوست شمرد و دروند را هر اندازه هم که توانگر باشد،باید بدخواه دانست. 5 این مزدا اهوره! [تو] در پرتو «سپند مینو» همۀ آنچه را که براستی بهترین دهشهاست، به اشون نوید داده ¬ای ؛ اما دروند که بامنش و کردار زشت خویش بسر می¬برد، از مهر تو بهره¬مند نتواند شد. 6 ای مزدا اهوره! [تو] در پرتو «سپند مینو» و «آذر» خودو با یاوری «آرمیتی» و «اشه»، پاداش [وپادافره] هر دو گروه را می¬بخشی. بدرستی بسی از جویندگان به [دین] تو خواهندگروید.
ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۲۱ - در بیان کشتن رام دیوان را و خلاص کردن زاهدان را از آفتشان
به تخت آسمان چون شاه خاور
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۵۰۱ - تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
تا دل از انجمن وصل تو مأیوس نبود
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۴۱۷ - چشمم جو بران روی نکو می آید
چشمم جو بران روی نکو می آید