صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۵۹ - به هر درد و غمی دل مبتلا شد
به هر درد و غمی دل مبتلا شد
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۷۲ - نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
نظامی گنجوی : شرف نامه
بخش ۲۵ - جنگ دارا با اسکندر
بیا ساقی از باده بردار بند
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۶۹ - در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا
در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا
نهج البلاغه : حکمت ها
تلاش معقول در کسب روزی
وَ قَالَ عليه‌السلام خُذْ مِنَ اَلدُّنْيَا مَا أَتَاكَ وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْكَ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِي اَلطَّلَبِ
نصرالله منشی : باب الملک و البراهمة
بخش ۱۶ - ملک گفت:می خواهی تا مارا ملک تلقین کنی و کفایت مموه ومزور خود بر مردمان عرض دهی؟ گفت: سه تن بر خود گمان مهارت دارند و هنوز در مقام جهالت باشند: مطربی
ملک گفت:می خواهی تا مارا ملک تلقین کنی و کفایت مموه ومزور خود بر مردمان عرض دهی؟ گفت: سه تن بر خود گمان مهارت دارند و هنوز در مقام جهالت باشند: مطربی نوآموز که هرچند کوشد زخمه او باساز و الحان یآران نسازد و نیامیزد، و تمزیج زیر و بم، برابر، در صعود و نزول نشناسد، و نقاش بی تجربت که دعوی صورت گری پیوندد و رنگ آمیزی نداند؛ و شوخی بی مایه که در محافل لاف کارگزاری زند و چون در معرض مهمی آید از زیر دستان در چند و چگونه سفته خواهد.
نهج البلاغه : حکمت ها
نکوهش فقر
وَ قَالَ عليه‌السلام لاِبْنِهِ مُحَمَّدِ اِبْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ اَلْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ اَلْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ
حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۷ - تا عشق توام بدرقه راه حجاز است
تا عشق توام بدرقه راه حجاز است
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۲۹ - آن کوه گذار آهوی دشت نورد
آن کوه گذار آهوی دشت نورد
مولوی : غزلیات
غزل ۸۰۵ - یا رب این بوی که امروز به ما می‌آید
یا رَب این بویْ که امروز به ما می‌آید
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۲۲۲ - دل مو دایم اندر ماتم ته
دل مو دایم اندر ماتم ته
رشیدالدین میبدی : ۴- سورة النساء- مدنیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ ابْتَلُوا الْیَتامى‏ و مى‏آزمائید یتیمان را، حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ تا آن گه که بنکاح رسند، فَإِنْ آنَسْتُمْ اگر بینید، مِنْهُمْ از ایشان، رُشْداً راست راهى، فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ بایشان دهید مالهاى ایشان، وَ لا تَأْکُلُوها و آن را مخورید، إِسْرافاً بگزاف، وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا شتافتن و پیشى کردن بر بلوغ و بر بزرگ شدن ایشان، وَ مَنْ کانَ غَنِیًّا و هر که بى‏نیاز باد از قیّمان، فَلْیَسْتَعْفِفْ ایدون باد که دست پاک دارد از مال یتیمان، وَ مَنْ کانَ فَقِیراً، و هر که درویش باد، فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ ایدون باد که از مال یتیم باندازه خوراد و بداد، فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ چون بایشان دهید مال ایشان، فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ گواهان گیرید بر اقرار ایشان بقبض مال ایشان، وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسِیباً (۶) و پسندیده است اللَّه بگواهى و پسنده کارى و آگاهى و شمار خواهى.
مولوی : دفتر سوم
بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی
یک جوانی بر زنی مَجنون بُده‌ست
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۲۴ - سرم سودا دلم پروا ندارد
سرم سودا دلم پروا ندارد
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وام‌داران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی
حاجَتِ خود گَر نگفتی آن فَقیر
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۱۹ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها فضلا، وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها عدلا. اى خداوندى که اگر فضل کنى فضل ترا حد نیست، ور عدل کنى بر عدل تو رد نیست. اگر فضل کنى تو از دیگران چه داد و چه بیداد! ور عدل کنى تو، فضل دیگران چون باد. ار فضل کنى بفضل سزایى، ور عدل کنى سزد که نیفزایى. از فضل اوست که حسنات بنده یکى ده شود، و از فضل او سیئات‏ بحسنات بدل شود. یقول اللَّه تعالى: فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ.
انوری : مقطعات
شماره ۲۹۵ - شب سیاه به تاریکی ار نشینم به
شب سیاه به تاریکی ار نشینم به
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۵۶ - چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
چه پیکری؟ که ز پاکی چو گوهر نابی
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۱۳ - تنها بمرو که رهزنان بسیارند
تنها بمرو که رهزنان بسیارند
خاقانی : رباعیات
شماره ۲۷۳ - گر خاک ز من به اشک خون پالودن
گر خاک ز من به اشک خون پالودن