خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود درد و رنج عشق و جدایی، دیگر پشیمان نیست و به دنبال درمان دردهای گذشته نمیگردد. او اعلام میکند که دیگر در میدان عشق حضور ندارد و به دنبال بازگشت نیست. همچنین اشاره میکند که محبتی که او را خوار میکرد، دیگر وجود ندارد و او به دنبال یوسف جدیدی در شهر دیگری است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند عشق، جدایی، پشیمانی و تغییر شخصیت است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد.
غزل ۲۷۲ - نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
دل پشیمان است لیکن ما پشیمان نیستیم ۱
گر چه از دل میرود عشق به جان آمیخته
با وجود این وداع صعب گریان نیستیم ۲
گو جراحت کهنه شو ما از علاج آسودهایم
درد گو ما را بکش در فکر درمان نیستیم ۳
آنچه مارا خوار میکرد آن محبت بود و رفت
گو به چشم آن مبین مارا که ما آن نیستیم ۴
ما سپر انداختیم اینک حریف عشق نیست
طبل برگشتن بزن ما مرد میدان نیستیم ۵
یوسف دیگر به دست آریم وحشی قحط نیست
ما مگر درمصر یعنی شهر کاشان نیستیم ۶
دل پشیمان است لیکن ما پشیمان نیستیم ۱
گر چه از دل میرود عشق به جان آمیخته
با وجود این وداع صعب گریان نیستیم ۲
گو جراحت کهنه شو ما از علاج آسودهایم
درد گو ما را بکش در فکر درمان نیستیم ۳
آنچه مارا خوار میکرد آن محبت بود و رفت
گو به چشم آن مبین مارا که ما آن نیستیم ۴
ما سپر انداختیم اینک حریف عشق نیست
طبل برگشتن بزن ما مرد میدان نیستیم ۵
یوسف دیگر به دست آریم وحشی قحط نیست
ما مگر درمصر یعنی شهر کاشان نیستیم ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۱ - من این کوشش که در تسخیر آن خودکام میکردم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۳ - به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.