خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان وفاداری و عشق خود به معشوق میپردازد و از لطف و محبت او قدردانی میکند. او خود را بندهای وفادار و عاشق بصیرت خود میداند و از قدرت و جرأت خود در رسیدن به معشوق سخن میگوید. شاعر همچنین از صبر و طاقت خود در برابر سختیها یاد میکند و از حمایت معشوق سپاسگزار است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۷۳ - به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
سگ وفای خود و بندهٔ محبت خویشم ۱
سزای خدمت شایسته است لطف چه منت
ز خدمتم خجل و حقگزار خدمت خویشم ۲
عنایت تو به پاداش صبردارم و طاقت
به شکر صبر خود و ذکر خیرطاقت خویشم ۳
پلنگ خوی غزالی که میرمد ز فرشته
چگونه ساختمش رام صید قدرت خویشم ۴
به کام شیر درون رفتن و به کام رسیدن
کراست زهره و یارا غلام جرأت خویشم ۵
چه خوش گزیدهامت از بساط حسن فروشان
نه عاشق تو که من عاشق بصیرت خویشم ۶
مرا رسد که چو وحشی چنین دلیر درآیم
که خوانده لطف تو در سایهٔ حمایت خویشم ۷
سگ وفای خود و بندهٔ محبت خویشم ۱
سزای خدمت شایسته است لطف چه منت
ز خدمتم خجل و حقگزار خدمت خویشم ۲
عنایت تو به پاداش صبردارم و طاقت
به شکر صبر خود و ذکر خیرطاقت خویشم ۳
پلنگ خوی غزالی که میرمد ز فرشته
چگونه ساختمش رام صید قدرت خویشم ۴
به کام شیر درون رفتن و به کام رسیدن
کراست زهره و یارا غلام جرأت خویشم ۵
چه خوش گزیدهامت از بساط حسن فروشان
نه عاشق تو که من عاشق بصیرت خویشم ۶
مرا رسد که چو وحشی چنین دلیر درآیم
که خوانده لطف تو در سایهٔ حمایت خویشم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۲ - نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
گوهر بعدی:غزل ۲۷۴ - شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.