وحشی بافقی : رباعیات
رباعی ۲ - عشرت بادا صبح تو و شام ترا
عشرت بادا صبح تو و شام ترا ترانه های کودکانه : بخش اول
جمعه
اسفند دونه دونه سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۸۴ - عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت
عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۵۷ - هنوز عاشقیو دلرباییی نشدست
هنوز عاشقیو دلرباییی نشدست فردوسی : ضحاک
بخش ۴ - برآمد برین روزگار دراز
برآمد برین روزگار دراز سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمان: ای عمیدی که باز غزنین را
ای عمیدی که باز غزنین را نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق
مرا کز عشق به ناید شعاری نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۰ - در مدح ملک فخرالدین بهرامشاه بن داود
من که درین دایره دهربند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۱۶ - طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد
طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد نجمالدین رازی : باب سیم
فصل سیزدهم
قال الله تعالی «فاذکروا الله کذکر کم آبائکم او اشد ذکرا». اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۳۴ - من مستم و ز مستی در یار میگریزم
من مستم و ز مستی در یار میگریزم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۱۹ - ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۳۱ - ای زلف تو هر گره گشادی
ای زلف تو هر گره گشادی مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۲۴ - شاها ملکا همه ثناگوی تواند
شاها ملکا همه ثناگوی تواند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۷۷ - ای شمع، رخ تو مطلع نور
ای شمع، رخ تو مطلع نور عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر حسن بصری رحمة الله علیه
آن پروده نبوت، آن خو کرده فتوت، آن کعبه عمل و علم، آن خلاصه ورع و حلم، آن سبق برده به صاحب صدری، صدر سنت، حسن بصری رضی الله عنه، مناقب او بسیار است و محامد او بی شمار است. صاحب علم و معامله بود، و دایم خوف و حزن حق او را فراگرفته بود و مادر او از موالی ام سلمه بود. چون مادرش به کاری مشغول شدی حسن در گریه آمدی. ام سلمه رضی الله عنها پستان در دهانش نهادی تا او بمکیدی. قطره ای چند شیر پدید آمدی. چندان هزار برکات که حق ازو پدید آورد، همه از اثر شیر ام سلمه بود. مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۳۴ - ای دل ز شاه حوران، یا قبلهٔ صبوران
ای دل زِ شاهِ حوران، یا قبلهٔ صَبوران امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت
صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت مولوی : غزلیات
غزل ۷۱۰ - آن شعلهٔ نور میخرامد
آن شُعلهٔ نور میخُرامَد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۴ - ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
رباعی ۲ - عشرت بادا صبح تو و شام ترا
عشرت بادا صبح تو و شام ترا ترانه های کودکانه : بخش اول
جمعه
اسفند دونه دونه سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۸۴ - عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت
عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۵۷ - هنوز عاشقیو دلرباییی نشدست
هنوز عاشقیو دلرباییی نشدست فردوسی : ضحاک
بخش ۴ - برآمد برین روزگار دراز
برآمد برین روزگار دراز سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۵۷ - در مدح مسعود سعد سلمان: ای عمیدی که باز غزنین را
ای عمیدی که باز غزنین را نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق
مرا کز عشق به ناید شعاری نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۰ - در مدح ملک فخرالدین بهرامشاه بن داود
من که درین دایره دهربند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۱۶ - طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد
طریق کفر و دین در شاهراه دل یکی گردد نجمالدین رازی : باب سیم
فصل سیزدهم
قال الله تعالی «فاذکروا الله کذکر کم آبائکم او اشد ذکرا». اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۵۳۴ - من مستم و ز مستی در یار میگریزم
من مستم و ز مستی در یار میگریزم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۷۱۹ - ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است
ز داغ، سینه پر تیر من گلستان است امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۳۱ - ای زلف تو هر گره گشادی
ای زلف تو هر گره گشادی مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۲۴ - شاها ملکا همه ثناگوی تواند
شاها ملکا همه ثناگوی تواند امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۰۷۷ - ای شمع، رخ تو مطلع نور
ای شمع، رخ تو مطلع نور عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر حسن بصری رحمة الله علیه
آن پروده نبوت، آن خو کرده فتوت، آن کعبه عمل و علم، آن خلاصه ورع و حلم، آن سبق برده به صاحب صدری، صدر سنت، حسن بصری رضی الله عنه، مناقب او بسیار است و محامد او بی شمار است. صاحب علم و معامله بود، و دایم خوف و حزن حق او را فراگرفته بود و مادر او از موالی ام سلمه بود. چون مادرش به کاری مشغول شدی حسن در گریه آمدی. ام سلمه رضی الله عنها پستان در دهانش نهادی تا او بمکیدی. قطره ای چند شیر پدید آمدی. چندان هزار برکات که حق ازو پدید آورد، همه از اثر شیر ام سلمه بود. مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۳۴ - ای دل ز شاه حوران، یا قبلهٔ صبوران
ای دل زِ شاهِ حوران، یا قبلهٔ صَبوران امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت
صفتی ست آب حیوان، زدهان نوشخندت مولوی : غزلیات
غزل ۷۱۰ - آن شعلهٔ نور میخرامد
آن شُعلهٔ نور میخُرامَد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۰۴ - ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی
ز بس پر گشته بزم از حیرت روی دل آرامی