خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فرار از دردها و مشکلات سخن میگوید. او از مستی و عشق به یار خود میگریزد، اما در عین حال به او وابسته است. شاعر از دشمنیها و مشکلات دوری میکند و به دنبال آرامش و صلح است. او از بارهای سنگین زندگی و افراد ناسازگار فرار میکند و به یار خود پناه میبرد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۵۳۴ - من مستم و ز مستی در یار میگریزم
من مستم و ز مستی در یار میگریزم
زنار بسته محکم، زین نار میگریزم ۱
هر چند بادهٔ او مرد افگنست و قاتل
من جای خویش دیدم، هشیار میگریزم ۲
بر خار مینشینم، گل را ز دور بینم
تا دشمنم نگوید: کز خار میگریزم ۳
چون ماهی به شستم، در دامم و به دستم
با آنکه از کف او بسیار میگریزم ۴
با یار بود میلم وقتی به غار بودن
اکنون که یار برگشت از غار میگریزم ۵
بار و خری که با من دیدی بسان عیسی
زان خر بیوفتادم، زان بار میگریزم ۶
ماهی که دور بودی وز ما نفور بودی
چون یار اوحدی شد ز اغیار میگریزم ۷
زنار بسته محکم، زین نار میگریزم ۱
هر چند بادهٔ او مرد افگنست و قاتل
من جای خویش دیدم، هشیار میگریزم ۲
بر خار مینشینم، گل را ز دور بینم
تا دشمنم نگوید: کز خار میگریزم ۳
چون ماهی به شستم، در دامم و به دستم
با آنکه از کف او بسیار میگریزم ۴
با یار بود میلم وقتی به غار بودن
اکنون که یار برگشت از غار میگریزم ۵
بار و خری که با من دیدی بسان عیسی
زان خر بیوفتادم، زان بار میگریزم ۶
ماهی که دور بودی وز ما نفور بودی
چون یار اوحدی شد ز اغیار میگریزم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۳ - گمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۵ - مرا مجال نباشد که: یار او باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.