صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبر
نشانی از تواضع وز تکبر
سعدی : باب دوم در احسان
حکایت - شنیدم که پیری به راه حجاز
شنیدم که پیری به راه حجاز
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۵۹ - چه خواهد شد دمی با غنچه هم آواز اگر باشی
چه خواهد شد دمی با غنچه هم آواز اگر باشی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۸ - نسیما آن گل شبگیر چون است؟
نسیما آن گل شبگیر چون است؟
سعیدا : غزلیات
شماره ۲۲۷ - نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۰۲ - آرد به وجد سوختگان را نوای من
آرد به وجد سوختگان را نوای من
عطار نیشابوری : بخش سی و چهارم
الحكایة و التمثیل
شد جوانی را حج اسلام فوت
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۲۶ - زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
زهی نهال خزان دیده ای ز باغ تو شمع
قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة القدر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴ - ملال محبت
گاهی گر از ملال محبت بخوانمت
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۶۹۶ - دنیای دنی پر هوس را چه کنی
دنیای دنی پر هوس را چه کنی
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵ - می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را
می کش و مست عشوه کن، نرگس می پرست را
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۵۶ - روی تو یا آفتابست ای پسر
روی تو یا آفتابست ای پسر
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۲۷ - الفتح المطلق
ز فتح مطلب ار پاکیزه روحی
بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۳
در شب برخاستم، گفتم تا در اللّه می‌‌نگرم؛ گفتم تا در خود می‌‌نگرم که اللّه از من چه زنده می‌‌کند بعد از آن که مرده بودم، و از اللّه می‌‌خواهم تا آن زندگیم را زیاده کند، چون زنده کردن اللّه را نهایت نیست. و اللّه را ثنا می‌‌گویم و می‌‌ستایم، در مخاطبه در وی می‌‌نگرم تا زندگی نوع دیگرم دهد، چو این نعمت جز از وی از کسی دیگر حاصل نمی‌‌شود.
عطار نیشابوری : باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق
شماره ۴ - نه مرد و نه نامرد توام میدانی
نه مرد و نه نامرد توام میدانی
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۹۷ - دلم با عشق آن بت کار دارد
دلم با عشق آن بت کار دارد
سعیدا : غزلیات
شماره ۵۵۳ - فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۴ - انصاف بده که عشق نیکوکار است
انصاف بده که عشق نیکوکار است
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل پنجم - شرافت ستایش و مدح مسلمین
ضد غیبت مسلمین، مدح و ستایش ایشان است و آن صفتی است خوب، و عملی است مرغوب باعث حصول محبت، و موجب دوستی و الفت می گردد، خصوصا هرگاه در غیاب ایشان بوده باشد و موجب داخال فرح و سرور در دل برادر مومن می شود و ثواب آن چنان که مذکور شد بسیار است و احادیث در ثواب خصوص مدح نیز رسیده.