خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیباییهای همراهی با طبیعت و عشق میپردازد. شاعر از همآوازی با غنچه، تأثیر سکوت بر دل، خودنمایی در عالم دل، و قدرت گفتوگو در ایجاد رنگ و زندگی سخن میگوید. همچنین، به آرزوها و تفکر درباره پایان زندگی مانند گل اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای درک کامل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «خوناب جگر» و «انجام خود از آغاز» ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۰۵۹ - چه خواهد شد دمی با غنچه هم آواز اگر باشی
چه خواهد شد دمی با غنچه هم آواز اگر باشی
زخاموشی به افلاطون دل، دمساز اگر باشی ۱
توان در عالم دل داد، داد خودنماییها
نهان همچون اثر در پردهٔ آواز اگر باشی ۲
دلت پا تا به سر گوش نصیحت آرزو گردد
چو گل در فکر انجام خود از آغاز اگر باشی ۳
قماش گفتگویت می شود رنگی برون آرد
به خوناب جگر جویا سخن پرداز اگر باشی ۴
زخاموشی به افلاطون دل، دمساز اگر باشی ۱
توان در عالم دل داد، داد خودنماییها
نهان همچون اثر در پردهٔ آواز اگر باشی ۲
دلت پا تا به سر گوش نصیحت آرزو گردد
چو گل در فکر انجام خود از آغاز اگر باشی ۳
قماش گفتگویت می شود رنگی برون آرد
به خوناب جگر جویا سخن پرداز اگر باشی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۸ - ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۰ - خود را چو زخود جدا بیابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.