وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده
همچو گل در زیر گل باشید ای گلها نهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۴۰ - جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند
جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - راه معالجه صفت حرص، و تحصیل قناعت
طریقه معالجه مرض حرص، تحصیل قناعت و ازاله مرض حرص است و تحصیل صفت قناعت، آن است که ابتدا تأمل کند در زحمت جمع مال، و تصدیع آن، و آفات دنیویه ای که از برای مال است، و حوادثی که در پی دارد. اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۱۵ - پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۰۴ - کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟
کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟ ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۶۱ - دلدار بمن از همه کس بیش کند ناز
دلدار بمن از همه کس بیش کند ناز اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
خلاصهٔ سخن
چرا بر زورمندی تند گردی؟ صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۷۳ - اللوامع
لوامع باشد آن انوار ساطع آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۳۷ - ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
ای شه کون و مکان ای علی عمرانی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۵ - دهن بستن ز آفت ها نگهبان است دل ها را
دهن بستن ز آفت ها نگهبان است دل ها را فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۲۳ - تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۳۰ - ما را زطرب نصیب از آن امشب نیست
ما را زطرب نصیب از آن امشب نیست ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۶۵ - خاک در تو ما را به ز آب زندگانی
خاک در تو ما را به ز آب زندگانی اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح سعد الدین اسعد گوید
چنین که سر بفلک سرو قد یار کشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۱۸ - بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم
بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۶ - کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۰۷ - باتن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش
باتن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۶ - عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۰۴ - مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۳۴ - کی نیک افتد ترا که بد میباشی
کی نیک افتد ترا که بد میباشی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶ - قصیده
همچو گل در زیر گل باشید ای گلها نهان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۴۰ - جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند
جمعی که ره به چشم و دل سیر برده اند ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - راه معالجه صفت حرص، و تحصیل قناعت
طریقه معالجه مرض حرص، تحصیل قناعت و ازاله مرض حرص است و تحصیل صفت قناعت، آن است که ابتدا تأمل کند در زحمت جمع مال، و تصدیع آن، و آفات دنیویه ای که از برای مال است، و حوادثی که در پی دارد. اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۰۱۵ - پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۰۴ - کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟
کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟ ادیب الممالک : غزلیات
شماره ۶۱ - دلدار بمن از همه کس بیش کند ناز
دلدار بمن از همه کس بیش کند ناز اوحدی مراغهای : منطقالعشاق
خلاصهٔ سخن
چرا بر زورمندی تند گردی؟ صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۳۷۳ - اللوامع
لوامع باشد آن انوار ساطع آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۳۷ - ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
ای شه کون و مکان ای علی عمرانی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۵ - دهن بستن ز آفت ها نگهبان است دل ها را
دهن بستن ز آفت ها نگهبان است دل ها را فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۲۲۳ - تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد اوحدالدین کرمانی : الباب العاشر: البهاریات
شماره ۳۰ - ما را زطرب نصیب از آن امشب نیست
ما را زطرب نصیب از آن امشب نیست ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۶۵ - خاک در تو ما را به ز آب زندگانی
خاک در تو ما را به ز آب زندگانی اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۴۳ - در مدح سعد الدین اسعد گوید
چنین که سر بفلک سرو قد یار کشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۱۸ - بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم
بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم سعیدا : غزلیات
شماره ۱۶۶ - کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۹۰۷ - باتن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش
باتن خاکی، نظر زان عالم روشن بپوش جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۰۶ - عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۶۰۴ - مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل
مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۳۴ - کی نیک افتد ترا که بد میباشی
کی نیک افتد ترا که بد میباشی