خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیان نکردن رازها و دردهای دلش صحبت میکند. او اشاره میکند که با وجود گفتن افسانههای زیاد، مقصود اصلی را بیان نکرده است. همچنین از عشق نافرجام و رنجهای ناگفته سخن میگوید و تأکید میکند که با وجود همهی اینها، برخی رازها را هرگز بازگو نکرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و ناگفتهها نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۱۵ - پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
گفتیم صد افسانه و مقصود نگفتیم ۱
پیکان نهانی که زدی بر دل مجروح
تا خود ز دل سوخته ننمود نگفتیم ۲
این همت ما بس که بامید تو جان را
کردیم زیان و سخن از سود نگفتیم ۳
خوشباش که گر قصه آن روی عرقناک
گفتیم ولی لعل می آلود نگفتیم ۴
اهلی نه تو امروز چنین کافر عشقی
تا بود چنین بودی و تا بود نگفتیم ۵
گفتیم صد افسانه و مقصود نگفتیم ۱
پیکان نهانی که زدی بر دل مجروح
تا خود ز دل سوخته ننمود نگفتیم ۲
این همت ما بس که بامید تو جان را
کردیم زیان و سخن از سود نگفتیم ۳
خوشباش که گر قصه آن روی عرقناک
گفتیم ولی لعل می آلود نگفتیم ۴
اهلی نه تو امروز چنین کافر عشقی
تا بود چنین بودی و تا بود نگفتیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۴ - منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۶ - تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.