خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن عاشقانه، خود را فدایی و سپند معشوق میداند که آمادهی سوختن و فداکاری است. او از درد عشق و فراق مینالد و اشکهایش را نشانهی وفاداری میداند. شاعر معشوق را سرو ناز و خود را نیازمند او توصیف میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فداکاری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۰۱۶ - تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
بسوز آتش دل دفع هر گزند توام ۱
غبار دیده بر گرد رهگذارت از آن
گشاده چشم براه سم سمند توام ۲
دل کباب مرا نیست غیر گریه تلخ
ز بسکه سوخته لعل نوشخند توام ۳
شراب تلخ چنانم کجا برد از هوش
که تلخی سخنی از لب چو قند توام ۴
تراست ناز و مرا صد نیاز چون اهلی
تو سرو ناز منی من نیازمند توام ۵
بسوز آتش دل دفع هر گزند توام ۱
غبار دیده بر گرد رهگذارت از آن
گشاده چشم براه سم سمند توام ۲
دل کباب مرا نیست غیر گریه تلخ
ز بسکه سوخته لعل نوشخند توام ۳
شراب تلخ چنانم کجا برد از هوش
که تلخی سخنی از لب چو قند توام ۴
تراست ناز و مرا صد نیاز چون اهلی
تو سرو ناز منی من نیازمند توام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۵ - پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۷ - سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.