خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عرفانی و مدحی است که در ستایش شخصیتی روحانی و الهی سروده شده است. شاعر از عظمت و نورانیت این شخصیت سخن میگوید و تأثیر معنوی او را بر زندگی خود و دیگران توصیف میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند عشق، فقر معنوی، و جستجوی حقیقت وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۳۷ - ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
ای شه کون و مکان ای علی عمرانی
که گدایان تو را عار بود سلطانی ۱
دل ما جلوه گه تست نباشد عجبی
زآنکه خورشید فزون تابد در ویرانی ۲
توئی ای نور خدا نقطه پرگار وجود
کی کجا گنجی در دایره امکانی ۳
جای تو ساحت واجب بهدایت چندی
شاید ار جلوه دهی پیش بشر انسانی ۴
نشتر اندر نظر یار تو باشد مژگان
مژه بر دیده خصم تو کند پیکانی ۵
خون کند خصم بجام و چو بیاد تو کشم
وه که در کام مرا راح شود ریحانی ۶
آسمان کرد مرا دور گر از یار و دیار
که به دریوزه بغربت روم از بی نانی ۷
احمدالله که بدرگاه شهی جستم بار
که بود پور تو و آینه یزدانی ۸
بوالحسن نور هدی آن شه اقلیم رضا
کش ملایک همه آیند پی دربانی ۹
جستم از خاک درش گوهر مقصود کنون
کاز نظرباز فکندم گهر عمانی ۱۰
از غبار رهش اکسیر مرادی دیدم
که کنم هرمس ناچیز طلای کانی ۱۱
من آشفته کجا ذکر مدیح تو کجا
مدحت روز نیارند شب ظلمانی ۱۲
پیش مجنون تو بقراط بود ابجد خوان
لال عشق تو باعجاز کند سحبانی ۱۳
که گدایان تو را عار بود سلطانی ۱
دل ما جلوه گه تست نباشد عجبی
زآنکه خورشید فزون تابد در ویرانی ۲
توئی ای نور خدا نقطه پرگار وجود
کی کجا گنجی در دایره امکانی ۳
جای تو ساحت واجب بهدایت چندی
شاید ار جلوه دهی پیش بشر انسانی ۴
نشتر اندر نظر یار تو باشد مژگان
مژه بر دیده خصم تو کند پیکانی ۵
خون کند خصم بجام و چو بیاد تو کشم
وه که در کام مرا راح شود ریحانی ۶
آسمان کرد مرا دور گر از یار و دیار
که به دریوزه بغربت روم از بی نانی ۷
احمدالله که بدرگاه شهی جستم بار
که بود پور تو و آینه یزدانی ۸
بوالحسن نور هدی آن شه اقلیم رضا
کش ملایک همه آیند پی دربانی ۹
جستم از خاک درش گوهر مقصود کنون
کاز نظرباز فکندم گهر عمانی ۱۰
از غبار رهش اکسیر مرادی دیدم
که کنم هرمس ناچیز طلای کانی ۱۱
من آشفته کجا ذکر مدیح تو کجا
مدحت روز نیارند شب ظلمانی ۱۲
پیش مجنون تو بقراط بود ابجد خوان
لال عشق تو باعجاز کند سحبانی ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳۶ - کو بشیری که بگوید زسفر میآئی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳۸ - زدستم برنمی آید که از پا برکشم خاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.