صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۳۷ - هرگاه رخ ز باده عرقناک می کنی
هرگاه رخ ز باده عرقناک می کنی
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۹۵ - ای دل، بیا و در رخ آن حور می‌نگر
ای دل، بیا و در رخ آن حور می‌نگر
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۴۷۵ - چو آیینه خیالش در دلم بسیار می گردد
چو آیینه خیالش در دلم بسیار می گردد
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۰۱ - از آن شکر که تو در پستهٔ دهان داری
از آن شکر که تو در پستهٔ دهان داری
صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۰ - ای آنکه به هر نفس هوائیست تو را
ای آنکه به هر نفس هوائیست تو را
الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۵۷ - اسب تاختن ده سوار بر اجساد پاک شهیدان
پس از غارت خیمه ی شهریار
الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۵۵ - آتش زدن سپاه کفر، خیام سپهر احتشام پادشاه ایمان را
عمر چون ز خرگاه شه گشت دور
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۴۹ - دو شب‌ گویی که یکجای است‌ گرد یک بهار اندر
دو شب‌ گویی که یکجای است‌ گرد یک بهار اندر
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۹۰ - نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟
نباشد دل چرا از لطف یار، امّیدوار امشب؟
ملک‌الشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۸۴ - جنگ داخلی و دشمن خارجی
چون عدو درکمین بود زنهار
مولوی : غزلیات
غزل ۴۵ - با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
مولوی : غزلیات
غزل ۳۲۱۶ - طارت حیلی و زال حیلی
طارَت حِیَلی وَ زالَ حَیْلی
امیر معزی : قصاید
شماره ۶۳ - روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
روی آن تُرک جهان آرای ماه روشن است
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۱۸ - نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک
نیست غم، گر شد گریبان من از غم چاک جاک
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۴۹۰ - هوس ها می‌دمد زین باغ جوش گل تماشا کن
هوس ها می‌دمد زین باغ جوش گل تماشا کن
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۷۹ - کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
کتابه ای ز مسیحا بر این کهن دیرست
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۲۲ - اگر بخت و اقبال یاری کند
اگر بخت و اقبال یاری کند
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۴ - از دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل است
از دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل است
عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۴۸ - دایم ز طلب کردن خود در عجبم
دایم ز طلب کردن خود در عجبم
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۵۲ - چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق
چه گونه عرضه کنم با تو داستان فراق