حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۱۳ - دل می بری و خبر نداری که چه شد
دل می بری و خبر نداری که چه شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۸۹ - با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان
خوش آن کز بند صورت باز رسته قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۶ - دعوی لبت دمی که به مرجان کند در آب
دعوی لبت دمی که به مرجان کند در آب مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش
پَس بُرو خاموش باش از اِنْقیاد عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۲۹ - این درد جگرسوز که در سینه مراست
این درد جگرسوز که در سینه مراست جهان ملک خاتون : در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها
شماره ۵ - گلبن روضه دل سرو گلستان روان
گلبن روضه دل سرو گلستان روان مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۲۹ - گرنه حذر از غیرت مردان کنمی
گرنه حذر از غیرت مردان کنمی عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۱۰۲ - پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند
پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۴۸ - روزی که بود روز هلاک من و تو
روزی که بود روز هلاک من و تو اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۸ - باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۶۳ - در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش
در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - من عاشق تو ، نه بر توام دسترسی
من عاشق تو ، نه بر توام دسترسی ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۲۳ - گذشته شدن بوقی پاسبان
و با کالیجار و جمله گرگانیان خان و مانها بگذاشته بودند پر نعمت و ساخته سوی ساری برفته و انوشیروان پسر منوچهر را با خویشتن ببرده با اعیان و مقدّمان چون شهر آگیم و مردآویز و دیگر گردنان که با کالیجار با ایشان درمانده بود. دیگر روز که امیر مسعود، رضی اللّه عنه، آمد، جمله مقدّمان عرب با جمله خیلها- و گفتند چهار هزار سوار است- بدرگاه آمدند و امیر ایشان را بنواخت و مقدّمان را خلعتها داد و همه قوّت گرگانیان این عرب بودند، و بر درگاه بماندند و اینک بقایای ایشان است اینجا . و با کالیجار گفتند این کار را غنیمت داشت که در تحکّم و اقتراحات ایشان مانده بود. حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۵۵ - ۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۰ - بدگوییی خود کنم مگر یار شوی
بدگوییی خود کنم مگر یار شوی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۲ - زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۶۷ - عاقلان مست حجت خویشند
عاقلان مست حجت خویشند قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع ثانی
شبی به عادت روز شباب عیش آور هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۳۷ - بس که خلقی سخن عاشقی من کردند
بس که خلقی سخن عاشقی من کردند
شماره ۱۱۳ - دل می بری و خبر نداری که چه شد
دل می بری و خبر نداری که چه شد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۸۹ - با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند
با کمند زلف، خوبان بر صف دل می زنند جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۰ - خواب دیدن یوسف علیه السلام که آفتاب و ماه و یازده ستاره وی را سجده می برند و شنیدن اخوان آن را و زیادت شدن حسد ایشان
خوش آن کز بند صورت باز رسته قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۶ - دعوی لبت دمی که به مرجان کند در آب
دعوی لبت دمی که به مرجان کند در آب مولوی : دفتر چهارم
بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نهای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش
پَس بُرو خاموش باش از اِنْقیاد عطار نیشابوری : باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان
شماره ۲۹ - این درد جگرسوز که در سینه مراست
این درد جگرسوز که در سینه مراست جهان ملک خاتون : در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها
شماره ۵ - گلبن روضه دل سرو گلستان روان
گلبن روضه دل سرو گلستان روان مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۲۹ - گرنه حذر از غیرت مردان کنمی
گرنه حذر از غیرت مردان کنمی عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۱۰۲ - پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند
پیوسته کتاب هجر میخواهم خواند عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۴۸ - روزی که بود روز هلاک من و تو
روزی که بود روز هلاک من و تو اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۸ - باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت
باکوی تو از روضه رضوان نتوان گفت جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۶۳ - در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش
در بند پاس خاطر غیر اینقدر مباش ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۴ - من عاشق تو ، نه بر توام دسترسی
من عاشق تو ، نه بر توام دسترسی ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۲۳ - گذشته شدن بوقی پاسبان
و با کالیجار و جمله گرگانیان خان و مانها بگذاشته بودند پر نعمت و ساخته سوی ساری برفته و انوشیروان پسر منوچهر را با خویشتن ببرده با اعیان و مقدّمان چون شهر آگیم و مردآویز و دیگر گردنان که با کالیجار با ایشان درمانده بود. دیگر روز که امیر مسعود، رضی اللّه عنه، آمد، جمله مقدّمان عرب با جمله خیلها- و گفتند چهار هزار سوار است- بدرگاه آمدند و امیر ایشان را بنواخت و مقدّمان را خلعتها داد و همه قوّت گرگانیان این عرب بودند، و بر درگاه بماندند و اینک بقایای ایشان است اینجا . و با کالیجار گفتند این کار را غنیمت داشت که در تحکّم و اقتراحات ایشان مانده بود. حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۵۵ - ۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما نظیری نیشابوری : رباعیات
شماره ۱۳۰ - بدگوییی خود کنم مگر یار شوی
بدگوییی خود کنم مگر یار شوی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۲ - زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۶۷ - عاقلان مست حجت خویشند
عاقلان مست حجت خویشند قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - مطلع ثانی
شبی به عادت روز شباب عیش آور هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۳۷ - بس که خلقی سخن عاشقی من کردند
بس که خلقی سخن عاشقی من کردند