قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۱۹ - من و معشوق و جام ناب صباح
من و معشوق و جام ناب صباح
وحدت کرمانشاهی : رباعیات
رباعی ۴ - یکتا و مقدس است خلاق ودود
یکتا و مقدس است خلاق ودود
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۹۲۷ - چو در پیاله رنجش می عتاب کند
چو در پیاله رنجش می عتاب کند
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۶۱ - ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
ای ز جان شیرین تر و زیباتر از حور و پری
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۱۸ - ای خام که عادتت بود سنگدلی
ای خام که عادتت بود سنگدلی
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۲۴ - رفتن مجنون به خانه بیوه زنی که در همسایگی لیلی می بود و منع کردن پدر لیلی آن بیوه زن را از آنکه مجنون را در خانه خود گذارد
همسایه لیلی آن جمیله
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۴۱۶ - اضطرابم رهین طاقت باد
اضطرابم رهین طاقت باد
رضی‌الدین آرتیمانی : رباعیات
رباعی ۴۸ - در گوش هر آنکه این صدا بنشیند
در گوش هر آنکه این صدا بنشیند
ایرج میرزا : غزل ها
غزل ۱۱ - تا بر سر است سایۀ شه زاده ایرجم
تا بر سر است سایۀ شه زاده ایرجم
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۱۷ - ز دست چرخ گردون داد دیرم
ز دست چرخ گردون داد دیرم
مولوی : رباعیات
رباعی ۳۵۵ - شمشیر ازل بدست مردان خداست
شمشیر ازل بدست مردان خداست
مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۲۶ - ای زرین نام لعبت سیم اندام
ای زرین نام لعبت سیم اندام
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۶۲ - چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۶۴ - حسن معنی را وی بینا ز نادیدن به خویش
حسن معنی را وی بینا ز نادیدن به خویش
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۲۱۳ - آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد
مهدی اخوان ثالث : زمستان
هر کجا دلم بخواهد
چون میهمانان به سفرهٔ پر ناز و نعمتی
فریدون مشیری : تشنه طوفان
شعر غم انگیز
دو چشم خسته‌اش از اشک تر بود
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۸۵ - ای کوس کبریای تو در لامکان زده
ای کوس کبریای تو در لامکان زده
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۹۶ - فصل (پنهان داشتن بیماری شرط توکل است)
بدان که پنهان داشتن بیماری شرط توکل است، بلکه اظهار و گله کردن مکروه است، الا به عذری، چنان که طبیب را گوید و یا خواهد که ضعف خویش اظهار کند و رعونت و جلدی را یکسو نهد، چنان که علی (ع) را پرسیدند در بیماری که، بهتر هستی و به خیر هستی؟ گفت نه. در یکدیگر نگاه کردند و تعجب داشتند. گفت، «پس با خدای تعالی جلدی و مردی نمایم؟» این به حال وی لایق بود که با آن قوت و بزرگی و عجز خویش می نماید و از این بود که گفت، «یارب! صبر روزی کن». و رسول (ص) گفت، «از خدای تعالی عافیت خواه بلا مخواه». پس چون عذری نبود، اگر بیماری اظهار کند بر سبیل شکایت حرام بود و اگر شکایت نبود روا باشد، ولکن اولی تر دست بداشتن بود که باشد که در وی زیادتی گوید و باشد که گمان گله افتد. و گفته اند که ناله بر بیمار بنویسند که آن اظهاری باشد. و ابلیس از ایوب (ع) هیچ نیافت مگر ناله. و فضیل بن عیاض و بشر و وهب بن الورد چون بیمار شدندی در سرای ببستندی تا کسی نداند و گفتندی نخواهیم که کسی به عیادت ما آید که آنگاه گله باید کرد از بیماری.
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۰۶ - امشب که خیال رخ او شمع نظر بود
امشب که خیال رخ او شمع نظر بود