اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۹۹ - عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد
عاشق چو مرغ بسمل پروای سر ندارد
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۶۱ - همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص
همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢۶٣ - جمعی که شاعران جهانشان ستوده اند
جمعی که شاعران جهانشان ستوده اند
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۹۷ - آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع
آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۳۷ - به شاهد لغت چاپلوس، بمعنی فریبنده
وان چاپلوس پسته گر خندان
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - فریب جنّتم در عشق کی مغرور می‌سازد
فریب جنّتم در عشق کی مغرور می‌سازد
ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۵۰۲ - چندانکه درین کهنه رباطیم بهم
چندانکه درین کهنه رباطیم بهم
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۴۹ - ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
ساقیا مخوری از می خیز و جامی نوش کن
ابوالفرج رونی : رباعیات
شماره ۳۵ - ای رایت شه گرفته از نام تو نام
ای رایت شه گرفته از نام تو نام
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴۹ - ای نگاهت از شوخی محشر تغافلها
ای نگاهت از شوخی محشر تغافلها
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۷ - وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار
وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۱۴ - صفا از عقده دل هاست آن زلف معقد را
صفا از عقده دل هاست آن زلف معقد را
فخرالدین عراقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴ - در مدح شیخ حمیدالدین
که برد از من بی‌دل بر جانان خبری؟
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۴۹ - یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
یک ره کم این حجره خاکی نگرفتی
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۸۷ - پاسخ به کاظم پزشکی
ای پزشکی خطت رسید به من
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۱۱ - بشنوی گر ز من غمزده پندی مردی
بشنوی گر ز من غمزده پندی مردی
سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۱۷۸ - رسیدن نامه زال به فرامرز و احوال پرسیدن از فرستاده از جنگ بهمن
ازو نامه بستد فرامرز راد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۱۲ - دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست
دل بیقرار و دولت دیدار مشکلست
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۶۰ - ای خستهٔ بی قرار چونی؟
ای خستهٔ بی قرار چونی؟
رشیدالدین میبدی : ۶- سورة الانعام‏
۱۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَةَ و اگر ما فرو فرستادیمى بایشان فریشتگان وَ کَلَّمَهُمُ الْمَوْتى‏ و پدران مردگان ایشان زنده شدى و با ایشان سخن گفتى وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ و ما همه چیز زنده و گوینده انگیختیمى و پیش ایشان آوردیمى تا گواهى دادندى قُبُلًا قبیل قبیل، جوگ جوگ ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا ایشان آن نبودندى که بگرویدندى إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ مگر که خداى خواسته بودى وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ (۱۱۱) لکن بیشتر ایشان آنند که نمى‏دانند.