خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از خطرات و سختی‌های راه عشق سخن می‌گوید. شاعر از دردها و رنج‌های عشق شکایت می‌کند و بیان می‌کند که دلش به سمت بلا و خطر جذب می‌شود. همچنین، شاعر از شمعی که تنها به خود مشغول است و از زندگی پررنج خود شکایت می‌کند. در نهایت، شاعر از این که غم‌هایش بر همه آشکار است و نمی‌تواند آن‌ها را پنهان کند، ابراز ناراحتی می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق و فلسفی درباره عشق، رنج و زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷ - در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است

در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
برحذر باش در این راه که سر در خطر است ۱

پیش از آن روز که میرم جگرم را بشکاف
تا ببینی که چه خونها ز توام در جگر است ۲

چه کنم با دل خودکام بلادوست که او
می رود بیشتر آنجا که بلا بی‌سپر است ۳

شمع سرگرم به تاج سرخویش است چرا
با چنین زندگیی کز سر شب تا سحر است ۴

چند گویند به وحشی که نهان کن غم خویش
از که پوشد غم خود چون همه کس را خبر است ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶ - لطف پنهانی او در حق من بسیار است
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.