خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به بیان احساسات شاعر درباره عشق، وفاداری، ناامیدی و خطرات زندگی میپردازد. شاعر از عیوب خود و دیگران سخن میگوید و به طبیب و درمان اشاره میکند. همچنین، او از خطرات مسیر زندگی و ناامیدی از وفاداری دیگران صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و خطرات زندگی نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارند.
غزل ۳۸ - بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
سلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است ۱
آنکه در باغ دلم ریشه فرو برده ز نو
گرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است ۲
توتی ما که به غیر از قفس تنگ ندید
این زمان بال فشان بر سر تنگ شکر است ۳
بشتابید و به مجروح کهن مژده برید
که طبیب آمد و در چارهٔ ریش جگر است ۴
آنکه بیند همه عیبم نرسیدست آنجا
که هنرها همه عیب و همه عیبی هنراست ۵
از وفای پسران عشق مرا طالع نیست
ورنه از من که در این شهر وفادارتر است ؟ ۶
وحشی عاقبت اندیش از آنسو نروی
که از آن چشم پرآشوب رهی پرخطر است ۷
سلخ ماه دگر و غرهٔ ماه دگر است ۱
آنکه در باغ دلم ریشه فرو برده ز نو
گرچه نوخیز نهالیست ، سراپا ثمر است ۲
توتی ما که به غیر از قفس تنگ ندید
این زمان بال فشان بر سر تنگ شکر است ۳
بشتابید و به مجروح کهن مژده برید
که طبیب آمد و در چارهٔ ریش جگر است ۴
آنکه بیند همه عیبم نرسیدست آنجا
که هنرها همه عیب و همه عیبی هنراست ۵
از وفای پسران عشق مرا طالع نیست
ورنه از من که در این شهر وفادارتر است ؟ ۶
وحشی عاقبت اندیش از آنسو نروی
که از آن چشم پرآشوب رهی پرخطر است ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷ - در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
گوهر بعدی:غزل ۳۹ - تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.