خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات عمیق و آشفته خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند آئینه، شراب، پروانه و شمع، حالات روحی خود مانند اضطراب، بیقراری و ناامیدی را بیان میکند. متن پر از استعاره و کنایه است و حس غم و تنهایی را منتقل میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۴۶ - مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب
مگر آئینه عکس تو شد جام شراب امشب
که در صهبا رگ تلخی است موج ماهتاب امشب ۱
پرد پر در پر خاکستر پروانه پروانه رنگ گل
برآید شمع روشن گر ز فانوس نقاب امشب ۲
ز کوی می فروشان باز سرمستانه می آید
ندارم از تو ای بخت ستمگر چشم خواب امشب ۳
دلم را اینقدرها تاب الفت نیست، می ترسم
که گردد خامسوز از گرمی مجلس کباب امشب ۴
مگر شد خاطرش آئینه یادم که می یابم
ز هر شب بیشتر در خویش جویا اضطراب امشب ۵
که در صهبا رگ تلخی است موج ماهتاب امشب ۱
پرد پر در پر خاکستر پروانه پروانه رنگ گل
برآید شمع روشن گر ز فانوس نقاب امشب ۲
ز کوی می فروشان باز سرمستانه می آید
ندارم از تو ای بخت ستمگر چشم خواب امشب ۳
دلم را اینقدرها تاب الفت نیست، می ترسم
که گردد خامسوز از گرمی مجلس کباب امشب ۴
مگر شد خاطرش آئینه یادم که می یابم
ز هر شب بیشتر در خویش جویا اضطراب امشب ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۵ - شب هجراست و دستم دشمن پیراهن ست امشب
گوهر بعدی:شماره ۱۴۷ - هست هر حرف تو شکر را جواب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.