ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨۵۶ - فیلسوفی گفتم اندر خطه هندوستان
فیلسوفی گفتم اندر خطه هندوستان
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۳۳ - بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجا
بزم عشق است و همه شیشه و جامست اینجا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۲۲۷ - برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۴۲ - اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۵۹۹ - بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۴۷ - در موعظه و نصیحت
هم چنین فرد باش خاقانی
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۲۶ - روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
روی زیبای تو چون شمع صفا خواهد بود
نهج البلاغه : خطبه ها
خطاب به یاران به هنگام عزیمت به نبرد جمل
و من خطبة له عليه‌السلام عند مسير أصحاب الجمل إلى البصرة
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٣١۶ - عوانرا آشنا مشمر تو روزی
عوانرا آشنا مشمر تو روزی
انوری : غزلیات
غزل ۱۵۶ - به عمری در کفم یاری نیاید
به عمری در کفم یاری نیاید
سعدی : غزلیات
غزل ۴۳۱ - امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
امشب آن نیست که در خواب رود چشم ندیم
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۶۳ - به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
به جز به روی تو کآن طره‌ای سیاه بر‌آید
مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۶۲ - هله هش دار که با بی‌خبران نستیزی
هَله هُش دار که با بی‌خَبَران نَسْتیزی
ملا احمد نراقی : باب چهارم
کفاره و صاحبان مذاهب فاسد
طایفه اول: کفار و صاحبان مذاهب فاسده اند، که شیطان ایشان را به غفلت انداخته و به شبهات واهیه ایشان را از راه حق بیرون کرده، و آنها به فریب او از راه رفته و خود را محق پنداشته اند.
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵ - از دست کار رفته بود پیش، کار ما
از دست کار رفته بود پیش، کار ما
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۴ - ای نقش تو از دیده به دل جان بسته
ای نقش تو از دیده به دل جان بسته
ابوالحسن فراهانی : غزلیات ناتمام
شماره ۴ - کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت
کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۲۰ - گفتم ار عاشق شوم گاهی غمی خواهم کشید
گفتم ار عاشق شوم گاهی غمی خواهم کشید
سعدی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۹۶ - دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین