کلیم کاشانی : رباعیات
شماره ۳ - شیرینم و مغز سخنانم تلخ است
شیرینم و مغز سخنانم تلخ است
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر متقارب
پاره ۲۷
مکن خویشتن از ره راست گم
امام خمینی : رباعیات
راه معرفت
آن کس که ره معرفت اللّه پوید
عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۹۳ - چندین که روی و نیک یا بد بینی
چندین که روی و نیک یا بد بینی
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۴۸ - لبش به ظاهر اگر حرف شکرین دارد
لبش به ظاهر اگر حرف شکرین دارد
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۹۵ - باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار
باز اوفتاد در سرم از عشق خار خار
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵۱ - عالم همه عابدند و معبود یکی است
عالم همه عابدند و معبود یکی است
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۴۳ - دلم بی وصل جانان جان نخواهد
دلم بی وصل جانان جان نخواهد
مولوی : دفتر سوم
بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس
تا به فرعون آمدند آن ساحِران
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۱۷۴ - در گلشن وجود ره بوالفضول نیست
در گلشن وجود ره بوالفضول نیست
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۳۵ - اول بخطا پیشه مماشات کنید
اول بخطا پیشه مماشات کنید
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۱۶ - ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
ای دل مرا به عالم امکان چه می بری؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۰۲ - دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای
دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۶ - چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشم
چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۳۳ - ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست
ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۰۳ - جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم
جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنم
سعیدا : غزلیات
شماره ۵۴۸ - دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
دل گر از دست شود در خم ابرو، گو شو
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۴۳ - ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم
ای که بی کام لبت یک نفس آرام ندارم
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۴۰ - از زبان دوستی به دیگری نگاشته
نه زبانی که بیان حالی توان نمود، نه بیانی که راز آشکارا و نهانی توان سرود. بر فرض که زبان سخن سرا گستاخ افتاد و پهنه بسیط الار جای بیان فراخ آمد چه توانم گفت؟ داستان محبت افسانه اسواق نیست که بر اطباق اوراق توان نهاد سرایر عشق معشوقان نهان است و سر عشق عاشق با دو صد طبل و نفیر. اجمالا اینقدر بدان که مرا در پاس پیمان یاران چون دیگر نکویان بازی گوشی، و با هر که باشم از دوستان صادق و محبان موافق خاصه چون تو نکو خواه و خیر اندیش که مصلحت مرا بر مصالح خویش مقدم میداری فراموشی نیست، بیت:
حافظ : قطعات
قطعه ۴ - بهاء الحق و الدین طاب مثواه
بهاء الحق و الدین طاب مثواه