ابوعلی عثمانی : باب ۵۳ تا آخر
بخش ۱۴ - فصل
و صعبترین آفتها دریت طریقت، صحبت کودکان است و هر که بچیزی ازین معنی مبتلا شد، اجماع پیرانست کی خدای عَزَّوَجَلَّ او را خوار و مخذول گردانید و از خود مشغول بکرد و اگر او را هزار هزار کرامت بود و انگار که بمرتبۀ شهدا رسید، زیرا که در خبرست بیان این، و نه آن دل مشغول است بمخلوقی و صعبت ترین آنست که این حدیث بر دل ایشان اندک نماید، و خوار فرا گیرند چنانک خدای تعالی میگوید وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَهُوَ عِنْدَاللّهِ عَظیمٌ و ازین گوید واسطی رَحِمَهُ اللّهُ که چون خداوندتعالی خواهد که بندۀ را خوار کند او را بصحبت احداث مبتلا کند.
یغمای جندقی : مراثی و نوحه‌ها
شماره ۴۶ - دل کان آتش رخ رود جیحون
دل کان آتش رخ رود جیحون
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۵۷ - چو غنچه نیست نهان از کسی دفینه ی ما
چو غنچه نیست نهان از کسی دفینه ی ما
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱ - ای صورت تو معنی والشمس والضحی
ای صورت تو معنی والشمس والضحی
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۲۳ - نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۲۷۰ - مست بودی مست رفتی از جهان
مست بودی مست رفتی از جهان
ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت چهاردهم - عجب و مذمت آن
و آن عبارت است از اینکه آدمی خود را بزرگ شمارد به جهت کمالی که در خود بیند، خواه آن کمال را داشته باشد یا نداشته باشد و خود همچنان داند که دارد و خواه .
فیاض لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۴۸ - در مدح سلطان العلما خلیفه سلطان وزیر شاه عباس دوم
اکنون که تازه گشت دلا عهد خرّمی
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۹۶ - زقامت کرده ای بر پا قیامت
زقامت کرده ای بر پا قیامت
سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۸۷ - چون سر چاه بلا باز شود بر یعقوب
چون سر چاه بلا باز شود بر یعقوب
اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۸۹ - هان تا تو چو ظالمان ستمها نکنی
هان تا تو چو ظالمان ستمها نکنی
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۱۳ - مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف
مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۲۱ - النوبة الاولى
قوله تعالى:ثَلُ ما یُنْفِقُونَ‏ مثل آنچه نفقت میکنند،ی هذِهِ الْحَیاةِ الدُّنْیا درین زندگانى این جهان،مَثَلِ رِیحٍ‏ چون مثل بادى است،یها صِرٌّ در آن باد سرماى سخت بود،صابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ‏ که رسد ناگاه بکشته‏زار گروهى،لَمُوا أَنْفُسَهُمْ‏ که ستم کردند بر خویشتن (و مستحق عقوبت گشتند)،أَهْلَکَتْهُ‏ تا آن بر ایشان تباه کرد، ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ‏ و ستم نکرد اللَّه بر ایشان لکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ‏ (۱۱۷) و لکن ایشان بر خویشتن ستم میکنند.
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۷۲ - گریستن کودکان در نیمه شب و آگاهی حارث از حال ایشان
چو نیمی گذشت از شب دیوسار
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٨۶ - یکی پرسید ز افلاطون بگاه نزع کای دانا
یکی پرسید ز افلاطون بگاه نزع کای دانا
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۲ - اکنون که بهار آمد و ایام بکام است
اکنون که بهار آمد و ایام بکام است
شاه نعمت‌الله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۷ - گر قطره نماند آب باقی باشد
گر قطره نماند آب باقی باشد
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۲۸ - شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه ام
شمعم و پروانه ام با شد دل بی کینه ام
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۸۲۳ - گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می رویم
گه ز شوق او در آتش، گاه در خون می رویم
جمال‌الدین عبدالرزاق : مقطعات
شمارهٔ ۱۰۰ - دو خواجه تاش
من بنده و اسب هر دو امروز