خلاصه و رده‌بندی سنی 12+

متن روایتگر داستان فردی است که سوار بر شتر شده و مادر خود را همراه می‌برد. او مادرش را در دره‌ای تاریک رها می‌کند و تنها مقداری نان و آب برایش می‌گذارد. سپس نزد معشوقه خود بازمی‌گردد و به او می‌گوید که مادرش را به جایی دور فرستاده است. با فرا رسیدن شب، صدای حیوانات درنده بلند می‌شود و مادر از ترس چهره خود را می‌پوشاند، اما با لبخندی مادرانه و زمزمه‌ای از جدایی شکوه می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان کم‌سن قابل درک نباشد. همچنین، توصیف صحنه‌های تاریک و نعره حیوانات ممکن است برای کودکان ترسناک باشد.

مشاهده کامل

افکندن مادر به وادی‌السباع

شد سوار شتر آن کهنه حریف
مادر خویش گرفته به ردیف ۱

راند جمازه و آن مام نژند
اندر آن وادی تاریک فکند ۲

نان و آبی بنهادش به کنار
بازگردید به نزدیک نگار ۳

گفت ‌زالی که ‌دلت را خون ساخت
رفت جایی که عرب نی انداخت‌! ۴

شب شد و نعرهٔ شیران برخاست
پرشد آوای ددان از چپ و راست ۵

دست بگرفت زن از هول به چهر
مادرانه به لبش خندهٔ مهر ۶

زیر لب زمزمه‌ای ساز نمود
وز جدایی گله آغاز نمود ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:وادی‌ السباع
گوهر بعدی:دیدار سواری ز پیر زال در بیشه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.