ادیب الممالک : غزلیات
شمارهٔ ۶۳ - در وصف پرنس ارفع الدوله
بنور عقل نخستین و ذات موجد دانش
ملک‌الشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیرکرده بود
ای جناب میرزا .. از بهر چه
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۲۱۳ - قتل ما ای دل به تیغ او مقدر کرده‌اند
قتل ما ای دل به تیغ او مقدر کرده‌اند
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۲۷ - منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
منم مرغ اسیری مضطرب از بیم جان خود
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۴۰۰ - به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند
به‌ گفتگوی کسان مردمی که می‌لافند
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۶۰ - بلبل از شاخ گل زند هوهو
بلبل از شاخ گل زند هوهو
مولوی : دفتر اول
بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را
چون که شیر اَنْدَر بَرِ خویشَش کَشید
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۸۴ - در ساغر دل خون ز شراب اولی‌تر
در ساغر دل خون ز شراب اولی‌تر
فردوسی : پادشاهی پوران دخت
پادشاهی پوران دخت
یکی دختری بود پوران بنام
مفاتیح الجنان : اعمال مخصوصه شب و روز ماه رمضان
اعمال مشترکه شبهای قدر
شب نوزدهم، این شب با عظمت آغاز شب های قدر است و شب قدر آن شبی است که در طول سال، شبی به خوبی و فضلیت آن یافت نمی شود و عمل در این شب از عمل در طول هزار ماه بهتر است و تقدیر امور سال در این شب صورت می گیرد و فرشتگان و روح که اعظم فرشتگان الهی است، در این شب به اذن پروردگار به زمین فرود می آیند و به محضر امام زمان (عج) می رسند و آنچه را که برای هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه می دارند.
سعدی : باب ششم در قناعت
حکایت - مرا حاجیی شانهٔ عاج داد
مرا حاجیی شانهٔ عاج داد
فضولی : غزلیات
شماره ۳۵۷ - شد واقف از خیال من آن مه بحال من
شد واقف از خیال من آن مه بحال من
کلیم کاشانی : قصاید
شمارهٔ ۴ - و نیز در مدح ابوالمظفر شاه جهان
سحاب آراست باغ و بوستانرا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۷۲ - تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین
تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۱ - الامامان
امامان قطب را همچون دو دستند
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۶۷ - دل دوش دم نامتناهی می زد
دل دوش دم نامتناهی می زد
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۲۳ - گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته اند
گلرخان بر سر خاکم چمنی ساخته اند
ادیب الممالک : مقطعات
شماره ۹۰ - در نوزدهم صفر هزار و سیصد و هشت آقامیرزا علی حکیم باشی را حضرت اقدس روحی فداه در
در نوزدهم صفر هزار و سیصد و هشت آقامیرزا علی حکیم باشی را حضرت اقدس روحی فداه در مطایبه ببر الحکماء فرمودند و دستوری دادند که من بنده قطعه ای در این باب عرضه دارم حکیم باشی هم ازین اطاعت رنجه خاطر بود لهذا این ابیات را بر پاره کاغذی نوشته بعرض رسانیدم هم پسند خاطر اقدس واقع شد و هم حکیم باشی خوشنودی یافت .
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۷۰ - به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۷ - تا مرغ دل تو بال وپر نگشاید
تا مرغ دل تو بال وپر نگشاید