خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از ضعف و ناتوانی خود در برابر خیال معشوق میگوید و از عشق و رشک و سودا سخن میراند. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند آتش درون، مرغ آتشینپر، و خط سبز و زلف سیاه، احساسات خود را به زیبایی به تصویر میکشد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عاطفی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۵۷ - شد واقف از خیال من آن مه بحال من
شد واقف از خیال من آن مه بحال من
نگذاشت فرق ضعف ز من تا خیال من ۱
بستم خیال کام دگر زآن دهن ولی
کاری نکرد هیچ خیال محال من ۲
گفتم سگ توام سبب اینست غالبا
کز من چنین گریخته وحشی غزال من ۳
گفتم ز رشک بر ورق لاله نقطه ایست
گفتم این کنایه ایست ز رخسار و خال من ۴
بی خط سبز و زلف سیاه تو شاهدست
بر روی زرد من رقم اشک آل من ۵
سر زد ز چاک سینه من آتش درون
من مرغ آتشین پرم اینست بال من ۶
سودای عقل کرد فضولی مرا ملول
حرفی ز عشق گوی بدفع ملال من ۷
نگذاشت فرق ضعف ز من تا خیال من ۱
بستم خیال کام دگر زآن دهن ولی
کاری نکرد هیچ خیال محال من ۲
گفتم سگ توام سبب اینست غالبا
کز من چنین گریخته وحشی غزال من ۳
گفتم ز رشک بر ورق لاله نقطه ایست
گفتم این کنایه ایست ز رخسار و خال من ۴
بی خط سبز و زلف سیاه تو شاهدست
بر روی زرد من رقم اشک آل من ۵
سر زد ز چاک سینه من آتش درون
من مرغ آتشین پرم اینست بال من ۶
سودای عقل کرد فضولی مرا ملول
حرفی ز عشق گوی بدفع ملال من ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - حباب نیست ز خون گرد دیده تر من
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - ای بر فراز مسند عزت مکان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.