سعیدا : غزلیات
شماره ۵۲۴ - به آن سرو سهی قد یاد صهبا می توان کردن
به آن سرو سهی قد یاد صهبا می توان کردن عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۵۷ - منظر او بلند چون خوازه
منظر او بلند چون خوازه عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۷۵ - چون شمع دمی نبود خشنود از خویش
چون شمع دمی نبود خشنود از خویش عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۸ - دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا
ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است سعیدا : غزلیات
شماره ۳۹۶ - دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۳۱ - شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد
شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۲۳ - بیرون بیا در آفتاب آزرده میگردد تنت
بیرون بیا در آفتاب آزرده میگردد تنت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴۲ - میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۷۰ - می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۹ - اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را
اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را طبیب اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گوید
مژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسار سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۳ - صبح است و عزم کوی خرابات کردهای
صبح است و عزم کوی خرابات کردهای طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۳۹ - فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۴۱ - مگو که یاد تو اهلی نمیکند نفسی
مگو که یاد تو اهلی نمیکند نفسی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۶۵ - کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست
کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۲۵ - اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد مولوی : غزلیات
غزل ۶۸۶ - ای مطرب جان چو دف به دست آمد
ای مُطْربِ جان چو دَف به دست آمد
شماره ۵۲۴ - به آن سرو سهی قد یاد صهبا می توان کردن
به آن سرو سهی قد یاد صهبا می توان کردن عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۵۷ - منظر او بلند چون خوازه
منظر او بلند چون خوازه عطار نیشابوری : باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
شماره ۷۵ - چون شمع دمی نبود خشنود از خویش
چون شمع دمی نبود خشنود از خویش عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۴۸ - دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم
دردا که ز دُردی جهان مَست شدیم شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا
ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است سعیدا : غزلیات
شماره ۳۹۶ - دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۳۱ - شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد
شبی، ای باد، سوی آن رخ گلگون نخواهی شد سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۹۰۳ - ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته
ناله ای از من به کام دل نشد انگیخته امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۶۲۳ - بیرون بیا در آفتاب آزرده میگردد تنت
بیرون بیا در آفتاب آزرده میگردد تنت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۴۲ - میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۷۰ - می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۹ - اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را
اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را طبیب اصفهانی : قصاید
شمارهٔ ۶ - در وصف بهار ومدح حیدر کرار گوید
مژده بلبل راکه آمد گل بباغ شاخسار سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۱۳ - صبح است و عزم کوی خرابات کردهای
صبح است و عزم کوی خرابات کردهای طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۳۹ - فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم
فروزد شمع رخسارش اگر در کلبه تارم اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۴۱ - مگو که یاد تو اهلی نمیکند نفسی
مگو که یاد تو اهلی نمیکند نفسی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۶۵ - کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست
کوه غم بر خاطر آزادمردان بار نیست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۲۵ - اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد مولوی : غزلیات
غزل ۶۸۶ - ای مطرب جان چو دف به دست آمد
ای مُطْربِ جان چو دَف به دست آمد