اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۴۸ - شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
شبی با نامرادان باش و ترک خود مرادی کن
رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۷ - النوبة الاولى
قوله تعالى: قُلِ اللَّهُمَّ گوى بار خدایا، مالِکَ الْمُلْکِ دارنده و خداونده پادشاهى، تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ دهى پادشاهى او را که خود خواهى، وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ و میکشى پادشاهى از دست هر که خواهى، وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ و عزیز میکنى او را که مى‏خواهى، وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ و خوار میکنى او را که مى‏خواهى، بِیَدِکَ الْخَیْرُ بدست تست همه نیکى إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ (۲۶) تو بر همه چیز توانایى.
عطار نیشابوری : وصلت نامه
در ترغیب سالک در سلوک
جهد کن ای دوست تا واصل شوی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۰۵ - اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
اوصاف جمال تو مرا ورد زبانست
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۰ - چو قرعه در تن زارم یک استخوان نبود
چو قرعه در تن زارم یک استخوان نبود
کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۶ - برای نقش کردن بر حاشیه جلد کتابی که صدف کاری شده بوده است
چو دست قضا نقش این جلد بست
شاطرعباس صبوحی : غزلیات
پرده های راز
دو چشم مست تو، خوش می‌کشند ناز از هم
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۸ - گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
گر رفت جان و جسمم شد خاک آستانت
سعدی : غزلیات
غزل ۲۰ - دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند
دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶ - جانا ز چین زلف گشا پیچ و تاب ها
جانا ز چین زلف گشا پیچ و تاب ها
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۵۸ - عاشق چشمان مست آن نگار
عاشق چشمان مست آن نگار
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۶ - بی تو، چندان که محنتست مرا
بی تو، چندان که محنتست مرا
قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۱۰۰ - ای که جویی جمال شاهد جان
ای که جویی جمال شاهد جان
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۷۸ - بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
بهل که روی تو از عنبرین نقاب برآید
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۶۴ - مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۹۵ - گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۶۳۰ - ندیدم روز خوش تا رفت دامان دل از دستم
ندیدم روز خوش تا رفت دامان دل از دستم
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۶۶ - ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
ما بر امید وصل تو خلوت نشین شدیم
جویای تبریزی : رباعیات
شماره ۱۰۳ - عشق جانکاه را ز دستت ندهی
عشق جانکاه را ز دستت ندهی