جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۳ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری
سخن ز آسمانها فرود آمدهست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۲۵ - اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۳۹
وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِباساً صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۱۴ - در تهنیت عید مولود حضرت مولی الموالی علی علیهالسلام
بفرودین شد چمن غیرت باغ بهشت قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳ - با روی تو دی ماه بهار است مرا
با روی تو دی ماه بهار است مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹ - گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را
گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۶۳ - قرص قمر
آفتاب رویت ای قرص قمر! شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - زمین جسم است و جانت آسمان است
زمین جسم است و جانت آسمان است مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۹ - آمد بهار جانها، ای شاخ تر به رقص آ
آمد بهارِ جانها، ای شاخِ تَر به رَقص آ خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - ای دیده اگر کور نئی گور ببین
ای دیده اگر کور نئی گور ببین ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۵۱ - پیام به انگلستان
یکره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال هلالی جغتایی : هلالی جغتایی
مخمس بر غزل سعدی
ای گل، همه وقت این گل رخسار نماند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۳۳ - گر به جرم سینهصافی سنگبارانت کنند
گر به جرم سینهصافی سنگبارانت کنند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۸۸ - آن را که نفوذ و اقتدارات بود
آن را که نفوذ و اقتدارات بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۵ - عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱ - جانی دارم عاشق و شوریده و مست
جانی دارم عاشق و شوریده و مست آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۴۶ - یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآم
یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآمد،شیخ او را زبر دست سیداجل بنشاند. سید از آن بشکست، پس شیخ روی بوی کرد و گفت ای سید شما را کی دوست دارند برای مصطفی دوست دارند و اینان را کی دوست دارند برای خدای دوست دارند. سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۲ - چو روی تو گل رنگین ندیدم
چو روی تو گل رنگین ندیدم پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
نغمهٔ خوشهچین
از درد پای، پیرزنی ناله کرد زار
بخش ۳ - گفتار در فضایل سخن و سخنوری
سخن ز آسمانها فرود آمدهست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۱۲۵ - اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد
اثر آه و فغان را در دل خرم نمی باشد بهاءالدین ولد : جزو اول
فصل ۳۹
وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِباساً صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۱۴ - در تهنیت عید مولود حضرت مولی الموالی علی علیهالسلام
بفرودین شد چمن غیرت باغ بهشت قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۳ - با روی تو دی ماه بهار است مرا
با روی تو دی ماه بهار است مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۹ - گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را
گذشت آرزو از حد بپای بوس تو ما را ترکی شیرازی : فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۶۳ - قرص قمر
آفتاب رویت ای قرص قمر! شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۶ - زمین جسم است و جانت آسمان است
زمین جسم است و جانت آسمان است مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۹ - آمد بهار جانها، ای شاخ تر به رقص آ
آمد بهارِ جانها، ای شاخِ تَر به رَقص آ خیام : رباعیات
رباعی ۱۳۷ - ای دیده اگر کور نئی گور ببین
ای دیده اگر کور نئی گور ببین ملکالشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۵۱ - پیام به انگلستان
یکره از ری سوی لندن گذر ای پیک شمال هلالی جغتایی : هلالی جغتایی
مخمس بر غزل سعدی
ای گل، همه وقت این گل رخسار نماند صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۳۳ - گر به جرم سینهصافی سنگبارانت کنند
گر به جرم سینهصافی سنگبارانت کنند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۸۸ - آن را که نفوذ و اقتدارات بود
آن را که نفوذ و اقتدارات بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۴۷۵ - عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند عطار نیشابوری : باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
شماره ۱ - جانی دارم عاشق و شوریده و مست
جانی دارم عاشق و شوریده و مست آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۴۴ - دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت ۴۶ - یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآم
یک روز شیخ بوسعید قدس اللّه روحه العزیز در خانقاه خویش نشسته بود سید اجل نشابور به سلام شیخ آمده بود و در پهلوی شیخ نشسته بود. شیخ بوالعباس شقانی درآمد،شیخ او را زبر دست سیداجل بنشاند. سید از آن بشکست، پس شیخ روی بوی کرد و گفت ای سید شما را کی دوست دارند برای مصطفی دوست دارند و اینان را کی دوست دارند برای خدای دوست دارند. سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۲ - چو روی تو گل رنگین ندیدم
چو روی تو گل رنگین ندیدم پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
نغمهٔ خوشهچین
از درد پای، پیرزنی ناله کرد زار