مولوی : دفتر ششم
بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه میساخت و ساخته نمیشد و پذیرا نمیآمد
بود کَمْپیری نَوَدساله کَلان انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۷۱ - شکایت از زمانه
گر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق عطار نیشابوری : بخش سیهم
الحكایة و التمثیل
بود مجنونی بنیشابور در حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸۷ - اندوه چو بیش شد گرفتم کم دل
اندوه چو بیش شد گرفتم کم دل سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۸۷ - از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید
از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید. عطار نیشابوری : بخش دهم
الحکایه و التمثیل
سبویی میستد رندی زخمار جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۰ - در اشارت به خاموشی که سرمایهٔ نجات است
ای به زبان نکته گذار آمده! عطار نیشابوری : بخش سوم
(۱۰) حکایت آن مجنون که تب داشت
یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۷۳ - ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
ما به سُلَیمان خوشیم دیو و پَری گو مَباش قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الإنعام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح دلشاد خاتون
ای عید رخت کعبه دل اهل صفا را شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۴ - نزد ما خلت خلیل این است
نزد ما خلت خلیل این است مولوی : فیه ما فیه
فصل شصت و هفتم - سُئِلَ عِیْسی عَلَیْهِ یَا رُوْحَ اللهِّ اَیُّ شَیْیءِ اَعْظَمُ
سُئِلَ عِیْسی عَلَیْهِ یَا رُوْحَ اللهِّ اَیُّ شَیْیءِ اَعْظَمُ وَمَا اَصْعَبُ فِي الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ قَالَ غَضَبُ اللهِّ قَالوا وَمَا یَنْجِی عَنْ ذلِکَ قَالَ اَنْ تَکْسِرَ غَضَبَکَ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ طریق آن بود چون نفس خواهد که شکایت کند خلاف او کند و شکر گوید و مبالغه کند چندانی که در اندرون خود محبّت او حاصل کند زیرا شکر گفتن به دروغ از خدا محبت جستن است، چنين مي فرمايد مولاناي بزرگ قدس الله سرهّ كه اَلشِّکَایَةُ عَنِ الْمَخْلُوْقِ شِکَایَةٌ عَنِ الْخَالِقِ و فرمود دشمنی و غیظ در غیبت تو بر تو پنهانست همچون آتش چون دیدی که ستارهٔ جست آن را بکش تا بعدم باز رود از آنجا که آمده است و اگر مدد کنی بکبریتِ جوابی و لفظ مجازاتی ره یابد و از عدم دگر و دگر روان شود و دشوار توان آن را بازفرستادن بعدم اِدْفَعْ بِالَّتِيْ هِیَ اَحْسَنُ تا قهر عدو کرده باشی از دو وجه یکی آنک عدو گوشت و پوست او نیست اندیشهٔ ردیست چو دفع شد از تو ببسیاری شکر هر آینه ازو نیزدفع شود، یکی طبعاً که اَلْاِنْسَانُ عَبِیْدُ الْاِحْسَانِ و دومّ چو فایده نبیند چنانک کودکان یکی را بنامی میخوانند او دشنام میدهد ایشان را رغبت زیادت میشود که سخن ما عمل کرد و اگر تغیير نبیند و فایدهٔ نبیند میلشان نماند، دومّ آنک چو این صفت عفوی در تو پیدا آید معلوم شود که مذمتّ او دروغست کژ دیده است، او ترا چنانک توی ندیده است، و معلوم شود که مذموم اوست نه تو و هیچ حجّتی خصم را خجل تر از آن نکند که دروغی او ظاهر شود پس تو بستایش در شکر او را زهر میدهی زیرا که اظهار نقصانی تو میکند تو کمال خود ظاهر کردی که محبوب حقیّ که وَالْعَافِیْنَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُّ یَحِبُّ الْمُحْسِنیْنَ محبوب حق ناقص نباشد چندانش بستاکه یاران او بگمان افتند که مگر با ما بنفاقست که با اوش چندان اتفّاقست: برکن بر وفق سبلتشان گرچه دولتند بشکن بحکم گردنشان گرچه گردنند وَفَقنَّااللهُّ لِهذا. سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶۰ - معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است
معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوبتر؛ که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوندِ سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد. ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۸۵ - خداوندا تویی کز روی رفعت
خداوندا تویی کز روی رفعت مولوی : غزلیات
غزل ۳۵۲ - چو با ما یار ما امروز جفت است
چو با ما یارِ ما امروز جُفت است فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۷۲ - پشت بر روزگار باید کرد
پشت بر روزگار باید کرد رشیدالدین میبدی : ۲۳- سورة المؤمنون- مکیّة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ» اى پیغامبران، پاک خورید و حلال خورید، «وَ اعْمَلُوا صالِحاً» و کار نیکو کنید، «إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ» (۵۱) که من بکردار شما دانایم. سعدی : مفردات
بیت ۴۸
به کین دشمنان باطل میندیش سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۴ - یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی اللهُ عَلَیْهِ و سَلَّمَ، فرستاد
یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی اللهُ عَلَیْهِ و سَلَّمَ، فرستاد.
بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه میساخت و ساخته نمیشد و پذیرا نمیآمد
بود کَمْپیری نَوَدساله کَلان انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۷۱ - شکایت از زمانه
گر نیستی زمانه به جنگ و نبرد خلق عطار نیشابوری : بخش سیهم
الحكایة و التمثیل
بود مجنونی بنیشابور در حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۸۷ - اندوه چو بیش شد گرفتم کم دل
اندوه چو بیش شد گرفتم کم دل سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۸۷ - از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید
از نفس پرور هنروری نیاید و بی هنر سروری را نشاید. عطار نیشابوری : بخش دهم
الحکایه و التمثیل
سبویی میستد رندی زخمار جامی : تحفةالاحرار
بخش ۱۰ - در اشارت به خاموشی که سرمایهٔ نجات است
ای به زبان نکته گذار آمده! عطار نیشابوری : بخش سوم
(۱۰) حکایت آن مجنون که تب داشت
یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۷۳ - ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش
ما به سُلَیمان خوشیم دیو و پَری گو مَباش قرآن کریم : متن و ترجمه
سورة الإنعام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ سلمان ساوجی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در مدح دلشاد خاتون
ای عید رخت کعبه دل اهل صفا را شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۴ - نزد ما خلت خلیل این است
نزد ما خلت خلیل این است مولوی : فیه ما فیه
فصل شصت و هفتم - سُئِلَ عِیْسی عَلَیْهِ یَا رُوْحَ اللهِّ اَیُّ شَیْیءِ اَعْظَمُ
سُئِلَ عِیْسی عَلَیْهِ یَا رُوْحَ اللهِّ اَیُّ شَیْیءِ اَعْظَمُ وَمَا اَصْعَبُ فِي الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ قَالَ غَضَبُ اللهِّ قَالوا وَمَا یَنْجِی عَنْ ذلِکَ قَالَ اَنْ تَکْسِرَ غَضَبَکَ وَ تَکْظِمَ غَیْظَکَ طریق آن بود چون نفس خواهد که شکایت کند خلاف او کند و شکر گوید و مبالغه کند چندانی که در اندرون خود محبّت او حاصل کند زیرا شکر گفتن به دروغ از خدا محبت جستن است، چنين مي فرمايد مولاناي بزرگ قدس الله سرهّ كه اَلشِّکَایَةُ عَنِ الْمَخْلُوْقِ شِکَایَةٌ عَنِ الْخَالِقِ و فرمود دشمنی و غیظ در غیبت تو بر تو پنهانست همچون آتش چون دیدی که ستارهٔ جست آن را بکش تا بعدم باز رود از آنجا که آمده است و اگر مدد کنی بکبریتِ جوابی و لفظ مجازاتی ره یابد و از عدم دگر و دگر روان شود و دشوار توان آن را بازفرستادن بعدم اِدْفَعْ بِالَّتِيْ هِیَ اَحْسَنُ تا قهر عدو کرده باشی از دو وجه یکی آنک عدو گوشت و پوست او نیست اندیشهٔ ردیست چو دفع شد از تو ببسیاری شکر هر آینه ازو نیزدفع شود، یکی طبعاً که اَلْاِنْسَانُ عَبِیْدُ الْاِحْسَانِ و دومّ چو فایده نبیند چنانک کودکان یکی را بنامی میخوانند او دشنام میدهد ایشان را رغبت زیادت میشود که سخن ما عمل کرد و اگر تغیير نبیند و فایدهٔ نبیند میلشان نماند، دومّ آنک چو این صفت عفوی در تو پیدا آید معلوم شود که مذمتّ او دروغست کژ دیده است، او ترا چنانک توی ندیده است، و معلوم شود که مذموم اوست نه تو و هیچ حجّتی خصم را خجل تر از آن نکند که دروغی او ظاهر شود پس تو بستایش در شکر او را زهر میدهی زیرا که اظهار نقصانی تو میکند تو کمال خود ظاهر کردی که محبوب حقیّ که وَالْعَافِیْنَ عَنِ النَّاسِ وَاللهُّ یَحِبُّ الْمُحْسِنیْنَ محبوب حق ناقص نباشد چندانش بستاکه یاران او بگمان افتند که مگر با ما بنفاقست که با اوش چندان اتفّاقست: برکن بر وفق سبلتشان گرچه دولتند بشکن بحکم گردنشان گرچه گردنند وَفَقنَّااللهُّ لِهذا. سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۶۰ - معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است
معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوبتر؛ که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوندِ سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد. ظهیرالدین فاریابی : قطعات
شماره ۸۵ - خداوندا تویی کز روی رفعت
خداوندا تویی کز روی رفعت مولوی : غزلیات
غزل ۳۵۲ - چو با ما یار ما امروز جفت است
چو با ما یارِ ما امروز جُفت است فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۷۲ - پشت بر روزگار باید کرد
پشت بر روزگار باید کرد رشیدالدین میبدی : ۲۳- سورة المؤمنون- مکیّة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ» اى پیغامبران، پاک خورید و حلال خورید، «وَ اعْمَلُوا صالِحاً» و کار نیکو کنید، «إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ» (۵۱) که من بکردار شما دانایم. سعدی : مفردات
بیت ۴۸
به کین دشمنان باطل میندیش سعدی : باب سوم در فضیلت قناعت
حکایت ۴ - یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی اللهُ عَلَیْهِ و سَلَّمَ، فرستاد
یکی از ملوکِ عَجَم طبیبی حاذق به خدمتِ مصطفی، صلّی اللهُ عَلَیْهِ و سَلَّمَ، فرستاد.