اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۲۶ - ای ساقی جان که جای فدای تو بود
ای ساقی جان که جای فدای تو بود
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۹۴ - چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند
چنانکه چشم تو در غمزه دلبری داند
مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۳۱ - این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورند
این خسیسان کز طمع طفل سخن می پرورند
عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۳۹ - همی از پس رنجهای دراز
همی از پس رنجهای دراز
مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۱۴ - حکم البین بموتی و عمد
حَکَمَ البَینُ بِمَوتی وَ عَمَد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۹۴ - گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۳۱۶ - گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
ادیب الممالک : رباعیات طنز
شماره ۴۵ - چون تحفه کوی دوست نارنج بود
چون تحفه کوی دوست نارنج بود
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۷۲ - شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز
فلک بر خویش پیچان اژدهاییست
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۷۲ - خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند
خم بجوش آمد، بگو چون توبه اکنون بشکند
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۱۲ - چون می دانی که بودنیها بوده است
چون می دانی که بودنیها بوده است
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۶ - ای بی‌نم جود تو همه بحر سراب
ای بی‌نم جود تو همه بحر سراب
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۱۰ - جان به بوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت
جان به بوی وصل یار از کعبه تا بتخانه رفت
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۰۴ - آنان که بجز روی تو جایی نگرانند
آنان که بجز روی تو جایی نگرانند
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۰ - فی مقامی این کیف، این این
فی مقامی این کیف، این این
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۰۲ - بنده از دوست سئوالی بصفا کردم دوش
بنده از دوست سئوالی بصفا کردم دوش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۰۸ - در خور مزد فلک کار به آدم دارد
در خور مزد فلک کار به آدم دارد
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۹۲ - روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۰۸ - بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
بر کهن دیر جهان دوست تجلی فرمود
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۰۸ - بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک
بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک