ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱ - به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکل ها
به امیدی که بگشاید ز لعل یار مشکل ها
فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۱ - با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
با آنکه خوش آید از تو، ای یار، جفا
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۹۷ - با عارض تو چهره شدن کار آینه است
با عارض تو چهره شدن کار آینه است
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه
هر صبح سر ز گلشن سودا برآورم
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۳۷۶ - در خانه ی خود نشسته بودم دل ریش
در خانه ی خود نشسته بودم دل ریش
فضولی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۲۶ - ای خیل ستارگان سپاه و حشمت
ای خیل ستارگان سپاه و حشمت
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۴۸ - سه تاری
شوخ سه تاری مرا هر روز می گردد دچار
همام تبریزی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - می کند بوی تو با باد صبا همراهی
می کند بوی تو با باد صبا همراهی
اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۳۵ - معشوقه عیان بود نمی دانستم
معشوقه عیان بود نمی دانستم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۴۱ - لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیده اند
لاله و گل چشمک رمز خوان فهمیده اند
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۱۹۵ - وصف روی آن پسر خواهیم کرد
وصف روی آن پسر خواهیم کرد
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۲۶ - تغزل و بهاریه
گشاده روی بهار، ای گشاده روی بهار
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱ - هر لحظه دل اندر هوسی نتوان بست
هر لحظه دل اندر هوسی نتوان بست
سعدی : قطعات
شماره ۷۷ - حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
حریف عمر به سر برده در فسوق و فجور
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۱۶ - انوری ابیوردی
حکیم اوحدالدین از فضلای زمان و از حکمای اوان خود بوده. ظهورش در انتهای ملک ملکشاه و ابتدای دولت سلطان سنجر سلجوقی بوده و مداحی آن سلطان را نموده. در طریق شعر و شاعری طرزی مرغوب و طوری مطلوب داشته و در این سیاق همت بر تتبع ابوالفرج رونی می‌گماشته. با رشید الدین وطواط و ادیب صابر و امیر معزی و جمعی از فصحایِ شعرای آن عهد معاصر بوده. ادیب را تمجید نموده. در فن ریاضی مهارت کلی حاصل کرده و مردم را به احکام وی وثوق بوده. حکم به طوفان بادی کرده و تخلف یافته و ابنای زمان برو شوریدند. گویند ظهور جنگیزخان را ما دل به آن حکم داشتند که طوفان وار باعث ویرانی دیار گردید. به هر صورت به اغوای حکیم سوزنی سمرقندی، فتوحی شاعر با وی کید کرده قطعه در هجو بلخ گفته و به نام حکیم شهرت داد. بلخیان از حکیم رنجیده و حکیم را از بلخ اخراج کردند. آخر یافتند که قطعه از فتوحی است و اکنون در دیوان حکیم می‌نویسند. غرض، احوال و اقوال او مشهور عالم است و اشعارش شاعران را مسلم. در تذکره‌ها اشعار حکیم مندرج است و دیوانش هم بسیار. اما چون فقیر بیشتر اشعاری که متضمن حقیقتی و نصیحتی است قلمی می‌نماید و از ابیات شاعرانه چشم می‌پوشد، از ضبط قصاید و مدایح معذور است. به چند بیتی حکیمانه از عالم نصایح و چند قطعه حاکی بر حکمت و موعظه و قناعت اکتفا کرده و العذر عِندالکرام مقبول. گویند در اواخر حال تائب شد. سلطان او را طلب کرده، حکیم نپذیرفت و این قطعه را که در صفت تجرد خود گفته و مطلعش این است. به سلطان فرستاد:
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۳۶۳ - خورده فروش
دلبر خورده فروشم عاشقان را پیر کرد
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۴۳۶ - بدوستی، که ترا نیک دوست می دارم
بدوستی، که ترا نیک دوست می دارم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۳۷ - غنچه این باغ بوی پاره دل می دهد
غنچه این باغ بوی پاره دل می دهد
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۷۶ - کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو
کشته دهقان درود در نگر این شیوه نو