خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر به شیخ خطاب میکند و از عشق به جوانان و زیبایی آنان دفاع میکند. او تأکید میکند که عشق به جوانان بخشی از طبیعت انسان است و حتی در قرآن نیز به آن اشاره شده است. شاعر از شیخ میخواهد که از سرزنش او دست بردارد و به جای آن، از روزگار جوانی و لذتهای آن بهره ببرد.
متن به موضوع عشق به جوانان و زیبایی آنان میپردازد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم موجود در شعر نیاز به درک عمیقتری از عرفان و فلسفه دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۱۲۵ - چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
چند منعم کنی از عشق جوانان ای شیخ
نیستم طفل فریبم بود آسان ای شیخ ۱
حکم منع از مه رخسار جوانان نشدست
مگر آگه نه ای از معنی قرآن ای شیخ ۲
بر دل زار من آزار جوانان کم نیست
تو هم از طعنه بسیار مرنجان ای شیخ ۳
نه بخود می کشم ایام جوانی می ناب
می دهد پند مرا گردش دوران ای شیخ ۴
رخ زیبا پسران قبله اهل نظر است
هر که باور نکند نیست مسلمان ای شیخ ۵
خیز تا کسب جوانی ز می ناب کنیم
چند مانیم چنین پیر و پریشان ای شیخ ۶
ای فضولی مطلب ترک هوای پسران
نیست آسان که کسی بگذرد از جان ای شیخ ۷
نیستم طفل فریبم بود آسان ای شیخ ۱
حکم منع از مه رخسار جوانان نشدست
مگر آگه نه ای از معنی قرآن ای شیخ ۲
بر دل زار من آزار جوانان کم نیست
تو هم از طعنه بسیار مرنجان ای شیخ ۳
نه بخود می کشم ایام جوانی می ناب
می دهد پند مرا گردش دوران ای شیخ ۴
رخ زیبا پسران قبله اهل نظر است
هر که باور نکند نیست مسلمان ای شیخ ۵
خیز تا کسب جوانی ز می ناب کنیم
چند مانیم چنین پیر و پریشان ای شیخ ۶
ای فضولی مطلب ترک هوای پسران
نیست آسان که کسی بگذرد از جان ای شیخ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - تنگ آمده بجلوه آهم فضای چرخ
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - کسی در عاشقی از سوی پنهانم خبر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.