اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۱۴ - ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
ایشوخ مرا اینهمه دلتنگ چه داری
بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۷۰ - مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۵۴۲ - دامن از تردامنان جان پدر باید کشید
دامن از تردامنان جان پدر باید کشید
ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شمارهٔ ۲۸ - هفت اندام مردم نمازی
ترا باید که هفت اندام هنگام نماز اندر
مجد همگر : رباعیات
شماره ۳۱۹ - عشق تو به شوریده سری فاشم کرد
عشق تو به شوریده سری فاشم کرد
سعدی : ملحقات و مفردات
تکه ۷ - خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت
خستهٔ تیغ فراقم سخت مشتاقم به غایت
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۱۹۵ - اگر شراب کمی کرد، غم مخور ساقی
اگر شراب کمی کرد، غم مخور ساقی
جویای تبریزی : مناقب
شمارهٔ ۹ - قصیده
چون لخت جگر بر مژهٔ عاشق زار است
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۹ - نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
سنایی غزنوی : رباعیات
رباعی ۱۴۹ - بالای بتان چاکر بالای تو شد
بالای بتان چاکر بالای تو شد
رشیدالدین میبدی : ۱۱- سورة هود - مکیة
۵ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: تِلْکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ اى تلک الاقاصیص فى خبر نوح (ع).
نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۱۲ - محاسن کلیله و دمنه
و بحقیقت کان خرد و حصافت و گنج تجربت و ممارست است، هم سیاست ملوک را در ضبط ملک بشنودن آن مدد تواند بود و هم اوساط مردمان را در حفظ ملک از خواندن آن فایده حاصل تواند شد. و یکی از براهمه هند را پرسیدند که «می گویند بجانب هندوستان کوههاست و دروی داروها روید که مرده بدان زنده شود، طریق بدست آوردن آن چه باشد؟ » جواب داد که «حفظت شیئا و غایت عنک اشیاء، این سخن از شارت و رمز متقدمان است، و از کوهها علما را خواسته‌اند و از داروها سخن ایشان را و از مردگان جاهلان را که بسماع زنده گردند و بسمت علم حیات ابد یابند، و این سخنان را مجموعی است که آن را کلیله دمنه خوانند ودر خزاین ملوک هند باشد، اگر بدست توانی آوردن این غرض بحصول پیوندد».
محمود شبستری : گلشن راز
بخش ۱۵ - جواب
دگر کردی سؤال از من که من چیست
فضولی : مقطعات
شماره ۳۱ - دوش طفلی پری رخی دیدم
دوش طفلی پری رخی دیدم
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۲۵ - ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم
ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم
سعدی : باب چهارم در فواید خاموشی
حکایت ۷ - یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت: هرگز کسی به جهلِ خویش اقرار نکرده است
یکی را از حکما شنیدم که می‌گفت: هرگز کسی به جهلِ خویش اقرار نکرده است مگر آن کس که چون دیگری در سخن باشد، هم چنان ناتمام گفته، سخن آغاز کند.
اسیری لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۶ - ناظر به کتاب روی خوبان زانیم
ناظر به کتاب روی خوبان زانیم
مجد همگر : رباعیات
شماره ۱۲۷ - امشب شب برسر زدن و زاریم است
امشب شب برسر زدن و زاریم است
سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۴۱ - پرسند از او که چند هجا گفتی
ای سید کتب خانه برآشفتی
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۴۹ - لاله کاران دگر لاله مکارید
لاله کاران دگر لاله مکارید