خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن شاعر بیان میکند که آب بر آتش میریزد، اما وقتی نوبت به او میرسد، باد صبا بر آتش عشق او میدمد. او با اشاره به عطر پیراهن معشوق، از عشق و اشتیاق خود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷۴ - آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند
آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند
چون رسد نوبت ما، دست به ما افشاند ۱
من که بر نکهت پیراهن او دارم چشم
آب بر آتش من باد صبا افشاند ۲
چون رسد نوبت ما، دست به ما افشاند ۱
من که بر نکهت پیراهن او دارم چشم
آب بر آتش من باد صبا افشاند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۳ - فیض در دامن صحرای جنون می باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۷۵ - ساده لوحان که بدآموز به صحبت شده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.