سعدی : قطعات
شماره ۱۲۲ - نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
نه آدمیست که در خرمی و مجموعی اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۶۰ - درد ره فقر به زهَر درمان است
درد ره فقر به زهَر درمان است حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۶۱ - نیامدی و من از انتظار می سوزم
نیامدی و من از انتظار می سوزم خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۴ - از بس خوش و مست و دلربا می آیی
از بس خوش و مست و دلربا می آیی کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشست
کسی را بخت چون بردارد از خاک عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - نیز در مدح امیر نصر بن ناصر الدین
پدید آرد آن سرو بیجاده بر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۶۲ - فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۶ - اول ز مکوّنات، عقل و جان است
اول ز مکوّنات، عقل و جان است رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اى کلّ نفس منفوسة تعالج غصص الموت. میگوید: هر نفسى منفوسه بر ممرّ انفاس بگذشته مرگ بچشد، و سکرات مرگ ببیند، یعنى اهل زمین. فانّ من فى الجنّة و النّار لا یموتون، خزنه بهشت و حور و غلمان و خزنه دوزخ نمیرند چنان که جاى دیگر گفت: فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ و هم من فى الجنّة و النّار من الخزنة. فریشتگان آسمان نیز طمع کردند که نمیرند که از حضرت عزّت این آیت آمده بود: کلّ من علیها فان هر چه بر زمین است بسر آمدنى است و مردنى، ایشان گفتند: ما نمیریم که ما آسمانیانیم نه زمینیان. ربّ العالمین آیت فرستاد: کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ یقین شد ایشان را که مردنىاند. و فى ذلک ما مولوی : غزلیات
غزل ۵۰۹ - مرغ دلم باز پریدن گرفت
مُرغِ دِلَم باز پَریدن گرفت ادیب الممالک : قصاید
شماره ۱۳۷ - تبارک الله از این نغزنامه دلخواه
تبارک الله از این نغزنامه دلخواه صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن
شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶ - دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است
دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶۲ - چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۹۴ - تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست
تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست احمد شاملو : در آستانه
نه عادلانه نه زيبا بود...
نه عادلانه نه زیبا بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۵ - صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
صراحیی که دم صبح قلقلی دارد مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۷۸ - عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم
عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم ادیب صابر : مفردات
شماره ۳ - نمود خون عدو برکشیده خنجر او
نمود خون عدو برکشیده خنجر او
شماره ۱۲۲ - نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
نه آدمیست که در خرمی و مجموعی اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۶۰ - درد ره فقر به زهَر درمان است
درد ره فقر به زهَر درمان است حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۶۱ - نیامدی و من از انتظار می سوزم
نیامدی و من از انتظار می سوزم خلیلالله خلیلی : رباعیات
رباعی ۵۴ - از بس خوش و مست و دلربا می آیی
از بس خوش و مست و دلربا می آیی کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۳ - داستان سرکوبی و قتل ججهار سنکهه بندئله به سرداری اورنگ زیب پسر شاه جهان که بعد از وی بسلطنت نشست
کسی را بخت چون بردارد از خاک عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - نیز در مدح امیر نصر بن ناصر الدین
پدید آرد آن سرو بیجاده بر صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۶۲ - فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد باباافضل کاشانی : رباعیات
رباعی ۲۶ - اول ز مکوّنات، عقل و جان است
اول ز مکوّنات، عقل و جان است رشیدالدین میبدی : ۳- سورة آل عمران- مدنیة
۳۱ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اى کلّ نفس منفوسة تعالج غصص الموت. میگوید: هر نفسى منفوسه بر ممرّ انفاس بگذشته مرگ بچشد، و سکرات مرگ ببیند، یعنى اهل زمین. فانّ من فى الجنّة و النّار لا یموتون، خزنه بهشت و حور و غلمان و خزنه دوزخ نمیرند چنان که جاى دیگر گفت: فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ و هم من فى الجنّة و النّار من الخزنة. فریشتگان آسمان نیز طمع کردند که نمیرند که از حضرت عزّت این آیت آمده بود: کلّ من علیها فان هر چه بر زمین است بسر آمدنى است و مردنى، ایشان گفتند: ما نمیریم که ما آسمانیانیم نه زمینیان. ربّ العالمین آیت فرستاد: کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ یقین شد ایشان را که مردنىاند. و فى ذلک ما مولوی : غزلیات
غزل ۵۰۹ - مرغ دلم باز پریدن گرفت
مُرغِ دِلَم باز پَریدن گرفت ادیب الممالک : قصاید
شماره ۱۳۷ - تبارک الله از این نغزنامه دلخواه
تبارک الله از این نغزنامه دلخواه صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۶ - شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن
شاهد ماهست مخفی در ظهور خویشتن محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶ - دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است
دلم که بیتو لگدکوب محنت و الم است محتشم کاشانی : غزلیات از رسالهٔ جلالیه
شماره ۶۲ - چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۰۶ - در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست
در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۳۹۴ - تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست
تیره بختیهای ما از پستی اقبال نیست احمد شاملو : در آستانه
نه عادلانه نه زيبا بود...
نه عادلانه نه زیبا بود صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۴۵ - صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
صراحیی که دم صبح قلقلی دارد مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۲۷۸ - عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم
عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم ادیب صابر : مفردات
شماره ۳ - نمود خون عدو برکشیده خنجر او
نمود خون عدو برکشیده خنجر او