صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۶ - ناامیدی بردهد اشکی که می باریم ما
ناامیدی بردهد اشکی که می باریم ما
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۴۶ - مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست
مهر چهری که منور بصر کوکب از اوست
مسعود سعد سلمان : مثنویات
شمارهٔ ۱۷ - صفت اسفندیار چنگی
چنگ اسفندیار چنگی باز
عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۹۴ - مردان می معرفت به اقبال کشند
مردان می معرفت به اقبال کشند
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۸۴ - خورشید منی بروی پرنور
خورشید منی بروی پرنور
محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۰۳ - آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۰۶ - نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
نه کس ز بهر تو یارم نه یار کس من هم
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۱۳ - چند این دل سودازده را پند بگویم
چند این دل سودازده را پند بگویم
رودکی : ابیات به جا مانده از مثنوی بحر هزج
پاره ۹
سر سرو قدش شد باژگونه
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۱۳ - من آن رندم که راز دل ز لوح سینه می خوانم
من آن رندم که راز دل ز لوح سینه می خوانم
صفایی جندقی : قطعات و ماده تاریخ‌ها
۸۰- تاریخ وفات آخوندملاقربانعلی جندقی
صاحب دین و دل آخوندآنکه الحق
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۸۸ - تو می‌روی و بر آنم که در پی تو برانم
تو می‌روی و بر آنم که در پی تو برانم
قطران تبریزی : رباعیات
شماره ۴۲ - با دام تو گاه غمزه لشگر شکند
با دام تو گاه غمزه لشگر شکند
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۰۷ - به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند
به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند
فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۱۲۶ - پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۷۰ - ستایش خلیفهٔ شائیسته علاء الدین محمد ثبته الله تعالی علی دین محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم
علای دیدن و دنیا، شاه والا
کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۹۴ - آنقدر بر دل نشست از دوست و ز دشمن غبار
آنقدر بر دل نشست از دوست و ز دشمن غبار
نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۲۲ - ذکر منصور عباسی
و مناقب این پادشاه را نهایت نیست و تواریخ متقدمان بذکر آن ناطق است علی الخصوص غرر سیر ثعالبی رحمه الله بر تفصیل آن مشتمل است و آنچه از جهت وی در تاسیس خلافت و تاکید ملک و دولت تقدیم افتاد، ارکان و حدود را بثبات حزم و نفاذ عزم چنان استوار و مستحکم گردانید که چهارصد سال بگذشت و گردش چرخ و حوادث دهر قواعد آن را واهی نتوانست کرد و خللی به اوساط و اذناب آن راه نتوانست داد. و هربنا که برقاعده عدل و احسان قرار گیرد و اطراف و حواشی آن بنصرت دین حق و رعایت مناظم خلق موکد شود اگر تقلب احوال را در وی اثری ظاهر نگردد و دست زمانه از ساحت سعادت آن قاصر باشد بدیع ننماید. این قدر از فضایل این پادشاه رضی الله عنه تقریر افتاد واکنون روی بغرض نهاده آید.
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۵۷ - چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم
چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم