خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از فراق و دوری معشوق شکایت میکند و بیان میکند که جز اشک و گریه چیزی برای او باقی نمانده است. او از فلک کمک میخواهد تا به معشوق برسد و از درد فراق مینالد. شاعر همچنین به وفاداری خود اشاره میکند و میگوید که مانند سایه همواره با معشوق است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
غزل ۲۸۸ - تو میروی و بر آنم که در پی تو برانم
تو میروی و بر آنم که در پی تو برانم
ولیک گردش گردون گرفته است عنانم ۱
مگو که اشک مران در پیم، بگو: من مسکین
به غیر اشک چه دارم که در پی تو برانم؟ ۲
تو رفتی و من گریان بماندهام، عجب از من
بدین طریق که میرانم آب دیده بمانم ۳
برید ما به جز از آب دیده نیست گر از تو
اجازه هست بدیده همین دمش بدوانم ۴
ز جان خویش جدا ماندم، ای فلک مددی ده
مرا به خدمت جانان رسان به جان مرسانم ۵
مرا ز پای در آورد دستبرد فراقت
به سر به خدمتت آیم به پای اگر نتوانم ۶
مرا اگر بخوانی همین بس است که باری
ز نامه تو سلامی به نام خویش بخوانم ۷
به مهر روی تو هر دم منورست ضمیرم
به وصف لعل تو هر دم مرصع است زبانم ۸
تو گفتهای که ز سلمان، فتادهایست، چه آید؟
من اوفتادهام اما چو سایه با تو روانم ۹
ولیک گردش گردون گرفته است عنانم ۱
مگو که اشک مران در پیم، بگو: من مسکین
به غیر اشک چه دارم که در پی تو برانم؟ ۲
تو رفتی و من گریان بماندهام، عجب از من
بدین طریق که میرانم آب دیده بمانم ۳
برید ما به جز از آب دیده نیست گر از تو
اجازه هست بدیده همین دمش بدوانم ۴
ز جان خویش جدا ماندم، ای فلک مددی ده
مرا به خدمت جانان رسان به جان مرسانم ۵
مرا ز پای در آورد دستبرد فراقت
به سر به خدمتت آیم به پای اگر نتوانم ۶
مرا اگر بخوانی همین بس است که باری
ز نامه تو سلامی به نام خویش بخوانم ۷
به مهر روی تو هر دم منورست ضمیرم
به وصف لعل تو هر دم مرصع است زبانم ۸
تو گفتهای که ز سلمان، فتادهایست، چه آید؟
من اوفتادهام اما چو سایه با تو روانم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۷ - کمترین صید سر زلف کمند تو منم
گوهر بعدی:غزل ۲۸۹ - بر افشان آستین تا من ز خود دامن برافشانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.