خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از خواجوی کرمانی، با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف عشق، زیبایی، و مفاهیم عرفانی می‌پردازد. در آن از عناصری مانند گل، شبنم، می، و دار (به عنوان نماد عشق و رنج) استفاده شده است. همچنین، به مفاهیمی مانند ناز و نیاز، شرم، و عشق الهی اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات مانند «منصور بر سر دار» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۷ - به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند

به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند
و یا به قطرهٔ شبنم بهار می‌شویند

بکوی مغبچگان جامه‌های صوفی را
بجامهای می خوشگوار می‌شویند

هنوز نازده منصور تخت بر سر دار
بخون دیدهٔ او پای دار می‌شویند

خوش آن صبوح که آتش رخان ساغر گیر
بباده لعل لب آبدار می‌شویند

بحلقه‌ئی که ز زلفت حدیث می‌رانند
دهان نخست به مشک تتار می‌شویند

بپوش چهره که مشاطگان نقش نگار
ز شرم روی تو دست از نگار می‌شویند

بسا که شرح نویسان روزنامهٔ گل
ورق ز شرم تو در جویبار می‌شویند

قتیل تیغ ترا خستگان ضربت شوق
بب دیده گوهر نثار می‌شویند

بشوی گرد ز خاطر که دیدگان هر دم
ز لوح چهرهٔ خواجو غبار می‌شویند
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۶ - تنم تنها نمی‌خواهد که در کاشانه بنشیند
گوهر بعدی:غزل ۴۰۸ - دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.