ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ١۶ - دانی چه موجبست که فرزند از پدر
دانی چه موجبست که فرزند از پدر
سعدی : غزلیات
غزل ۸۹ - بتا هلاک شود دوست در محبت دوست
بتا هلاک شود دوست در محبت دوست
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۳۲ - مقاله ششم در اشارت به زکات که سرمایه بالش مال و مالش نفس بخل سگال است
ای شده زندان درم مشت تو
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۶ - چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
چیست عالم جلوه گاه حسن دوست
صفای اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۲ - امشب شب قدرست و در میکده بازست
امشب شب قدرست و در میکده بازست
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۵۱۰ - ساربان هشیار و اشتر زیر محمل مست شد
ساربان هشیار و اشتر زیر محمل مست شد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۵۴ - الا دمعی سارعت والهوا
الا دمعی سارعت والهوا
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۸۶ - دلم تنگه ندانم صبر کردن
دلم تنگه ندانم صبر کردن
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد
تا سنبل تر بر سمنت جلوه گری کرد
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۸۱ - ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرا
ناصح از پند تو بیزارم، چه می گویی مرا
صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۲ - در تعمیر تربت پاک امیرالمؤمنین علی (ع) و آوردن نهری از فرات به نجف به فرمان شاه صفی
منت خدای را که به توفیق کردگار
فضولی : غزلیات
شماره ۱۸۱ - حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
حبیب درد دلم را دوا نخواهد کرد
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۸۹ - بر سر راه طلب بافت گدانی گهری
بر سر راه طلب بافت گدانی گهری
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۰۲ - در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
در دام خود کی افکند صیاد عشق اهل هوس
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲۷ - پیدا کردن سخن گور با مرده
رسول (ص) گفت، «در آن وقت که مرده را در گور نهند گور گوید، «ویحک یابن، به آدم، به چه غره شدی به من؟ ندانستی که من خانه محتنم و خانه ظلمتم و خانه تنهائیم و خانه کَرَمم؟ به چه فریفته شدی که بر من می گذشتی متحیر وار یک پای پیش می نهادی و یکی پس؟» اگر مصلح بود کسی از وی جواب دهد که چه گویی یا گور؟ که وی به صلاح بود و امر معروف و نهی منکر کرد. گوید لاجرم بر وی بوستان کردم سبز. آنگاه تن وی نوری گردد و روح وی به آسمان شود. و در اثر است که مرده را در گور نهند و عذاب کنند. همسایگان وی آواز دهند که یا متخلف! تو باری باز پس ماندی و ما از پیش بیامدیم. چرا به ما عبرت نگرفتی. ندیدی که ما بیامدیم و اعمال ما منقطع شد و تو مهلت یافتی؟ چرا آنچه ما را فوت شد تو تدارک نکردی؟ و هم چنین همه گوشهای زمین ندا کنند که ای فریفته دنیا! چرا عبرت نگرفتی به کسانی که از پیش تو برفتند و هم چون تو فریفته شده بودند؟ و در خبر است که بنده شایسته را چون در گور نهند کردارهای نیکو گرد بر گرد فرو گیرند و وی را نگاه می دارند. چون ملایکه عذاب از جانب پای درآیند نماز پیش آید و گوید، «بسیاری بر پای ایستاده است برای خدای». و چون از جانب سر درآیند روزه گوید، «نه بسیار تشنگی کشیده است در دنیا». و چون از جانب تن درآید، حج و غزا گویند، «نه. رنج بسیار کشیده است به تن». و چون از جانب دست درآید صدقه گوید، «دست از وی بدارید که بدین دست صدقه بسیار داده است». ملایکه گویند، «خوش و مبارکت باد». بازگردند و ملایکه رحمت بیایند. وی را فرشی از بهشت بیاورند و بیفکنند و گور بر وی فراخ کنند چندان که چشم برسد و قندیلی از بهشت بیاورند تا در نور آن می بود تا روز قیامت.
کمال‌الدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۸۲۱ - بگذشت بمن رشک بتان چگلی
بگذشت بمن رشک بتان چگلی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۳۵۶ - تو راست بر مه تابنده از شکر دهنی
تو راست بر مه تابنده از شکر دهنی
خاقانی : غزلیات
غزل ۱۴۸ - بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
بر دل غم فراقت آسان چگونه باشد
الهامی کرمانشاهی : غزلیات
شماره ۹ - در عشق اگر راهبری داشته باشی
در عشق اگر راهبری داشته باشی
اوحدالدین کرمانی : الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
شماره ۱۱۵ - چندانک تو در بند علایق باشی
چندانک تو در بند علایق باشی