طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۶۵۸ - یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده
یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۷ - دلم را مقام عبادت درِ اوست
دلم را مقام عبادت درِ اوست ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳۳ - آمدن سلطان مسعود به بلخ
و هم درین راه بمرو الرّود خواجه حسن، ادام اللّه سلامته، کدخدای امیر محمّد بدرگاه رسید و از گوزگانان میآمد و خزانه بقلعت شادیاخ نهاده بود بحکم فرمان امیر مسعود و بمعتمد او سپرده تا به غزنین برده آید، و درین باب تقرّبی و خدمتی نیکو کرده؛ چون پیش آمد با نثاری تمام و هدیهیی بافراط و رسم خدمت را بجای آورد، امیر وی را بنواخت و نیکویی گفت و براستی و امانت بستود. و همه ارکان و اعیان دولت او را بپسندیدند بدان راستی و امانت و خدمت که کرد در معنی آن خزانه بزرگ که چون دانست که کار خداوندش ببود، دل در آن مال نبست و خویشتن را بدست شیطان نداد و راه راست و حق گرفت که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده و کتب خوانده و عواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش بر جای بماند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۰۶ - مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت
مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۹۳ - زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۲۴ - آن اهل خطا که با خطاکار نمود
آن اهل خطا که با خطاکار نمود نهج البلاغه : خطبه ها
نقش عوامل محيطی در انسان
و من كلام له عليهالسلام في مثل ذلك أَرْضُكُمْ قَرِيبَةٌ مِنَ اَلْمَاءِ بَعِيدَةٌ مِنَ اَلسَّمَاءِ ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱۶ - هدیۀ دوست
ای باد صبا ز روی یاری حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۰۴ - سوی محراب شدم با می ناب آلوده
سوی محراب شدم با می ناب آلوده قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۱۲ - با جوهر ذات، هرکه یاری دارد
با جوهر ذات، هرکه یاری دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۱۷ - زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۱۹ - سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۷۴ - عاشق و می پرست و شیدائیم
عاشق و می پرست و شیدائیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۲۶ - چه کار از یاری دوران برآید
چه کار از یاری دوران برآید ازرقی هروی : قصاید
شماره ۵۱ - در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران
در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۲۰ - بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا
بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا سعیدا : غزلیات
شماره ۳۳۳ - ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می خواهد
ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می خواهد سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۹۳ - پند دهم
دهم پند این بود، می گویمت فاش سعیدا : غزلیات
شماره ۴۲۹ - به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق نهج البلاغه : حکمت ها
معرفی عاقل و جاهل
وَ قِيلَ لَهُ صِفْ لَنَا اَلْعَاقِلَ فَقَالَ عليهالسلام هُوَ اَلَّذِي يَضَعُ اَلشَّيْءَ مَوَاضِعَهُ فَقِيلَ فَصِفْ لَنَا اَلْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ
شماره ۶۵۸ - یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده
یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۷ - دلم را مقام عبادت درِ اوست
دلم را مقام عبادت درِ اوست ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۳۳ - آمدن سلطان مسعود به بلخ
و هم درین راه بمرو الرّود خواجه حسن، ادام اللّه سلامته، کدخدای امیر محمّد بدرگاه رسید و از گوزگانان میآمد و خزانه بقلعت شادیاخ نهاده بود بحکم فرمان امیر مسعود و بمعتمد او سپرده تا به غزنین برده آید، و درین باب تقرّبی و خدمتی نیکو کرده؛ چون پیش آمد با نثاری تمام و هدیهیی بافراط و رسم خدمت را بجای آورد، امیر وی را بنواخت و نیکویی گفت و براستی و امانت بستود. و همه ارکان و اعیان دولت او را بپسندیدند بدان راستی و امانت و خدمت که کرد در معنی آن خزانه بزرگ که چون دانست که کار خداوندش ببود، دل در آن مال نبست و خویشتن را بدست شیطان نداد و راه راست و حق گرفت که مرد با خرد تمام بود گرم و سرد چشیده و کتب خوانده و عواقب را بدانسته، تا لاجرم جاهش بر جای بماند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۰۶ - مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت
مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۹۳ - زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم
زنی گر تیر پرتابم که روی از عشق برتابم فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۲۴ - آن اهل خطا که با خطاکار نمود
آن اهل خطا که با خطاکار نمود نهج البلاغه : خطبه ها
نقش عوامل محيطی در انسان
و من كلام له عليهالسلام في مثل ذلك أَرْضُكُمْ قَرِيبَةٌ مِنَ اَلْمَاءِ بَعِيدَةٌ مِنَ اَلسَّمَاءِ ملکالشعرای بهار : مثنویات
شمارهٔ ۱۶ - هدیۀ دوست
ای باد صبا ز روی یاری حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۰۴ - سوی محراب شدم با می ناب آلوده
سوی محراب شدم با می ناب آلوده قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۱۲ - با جوهر ذات، هرکه یاری دارد
با جوهر ذات، هرکه یاری دارد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۱۱۷ - زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط
زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۱۹ - سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۶۷۴ - عاشق و می پرست و شیدائیم
عاشق و می پرست و شیدائیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۲۶ - چه کار از یاری دوران برآید
چه کار از یاری دوران برآید ازرقی هروی : قصاید
شماره ۵۱ - در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران
در سپهر دولت آمد کامجوی و کامران میرزا قلی میلی مشهدی : متفرقات
شماره ۲۰ - بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا
بسی خشنود میآید به سویم قاصدش، گویا سعیدا : غزلیات
شماره ۳۳۳ - ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می خواهد
ز عاشق، صبر، تسکین از دل دیوانه می خواهد سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۹۳ - پند دهم
دهم پند این بود، می گویمت فاش سعیدا : غزلیات
شماره ۴۲۹ - به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق
به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشق نهج البلاغه : حکمت ها
معرفی عاقل و جاهل
وَ قِيلَ لَهُ صِفْ لَنَا اَلْعَاقِلَ فَقَالَ عليهالسلام هُوَ اَلَّذِي يَضَعُ اَلشَّيْءَ مَوَاضِعَهُ فَقِيلَ فَصِفْ لَنَا اَلْجَاهِلَ فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ