خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر عمیق عشق بر شاعر را توصیف میکند. شاعر از دیدن چهره معشوق، پریوار شدن دیگران، و تأثیرات عشق بر جان و تن خود سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند پیر خرابات و دیر مغان دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و عشق زمینی/آسمانی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۰۲ - تا صورت زیبای تو از پرده عیان شد
تا صورت زیبای تو از پرده عیان شد
یک باره پری از نظر خلق نهان شد ۱
گر مطرب عشاق تویی رقص توان کرد
ور ساقی مشتاق تویی مست توان شد ۲
گیسوی دلاویز تو زنجیر جنون گشت
بالای بلاخیز تو آشوب جهان شد ۳
نقدی که ز بازار تو بردیم تلف گشت
سودی که ز سودای تو کردیم زیان شد ۴
جان از الم هجر تو بی صبر و سکون گشت
تن از ستم عشق تو بی تاب و توان شد ۵
هم قاصد جانان سبک از راه نماید
همجان گران مایه به تن سخت گران شد ۶
چشمم همه دم در ره آن ماه گهر ریخت
اشکم همه جا در پی آن سرو روان شد ۷
مقصود خود از خاک در کعبه نجستم
باید که به جان معتکف دیر مغان شد ۸
تا دم زدم از معجزهٔ پیر خرابات
صوفی به یقین آمد، زاهد به گمان شد ۹
پیرانهسر آمد به کفم دامن طفلی
المنة الله که مرا بخت جوان شد ۱۰
تا خاک نشین ره عشقیم فروغی
خورشید ز ما صاحب صد نام و نشان شد ۱۱
یک باره پری از نظر خلق نهان شد ۱
گر مطرب عشاق تویی رقص توان کرد
ور ساقی مشتاق تویی مست توان شد ۲
گیسوی دلاویز تو زنجیر جنون گشت
بالای بلاخیز تو آشوب جهان شد ۳
نقدی که ز بازار تو بردیم تلف گشت
سودی که ز سودای تو کردیم زیان شد ۴
جان از الم هجر تو بی صبر و سکون گشت
تن از ستم عشق تو بی تاب و توان شد ۵
هم قاصد جانان سبک از راه نماید
همجان گران مایه به تن سخت گران شد ۶
چشمم همه دم در ره آن ماه گهر ریخت
اشکم همه جا در پی آن سرو روان شد ۷
مقصود خود از خاک در کعبه نجستم
باید که به جان معتکف دیر مغان شد ۸
تا دم زدم از معجزهٔ پیر خرابات
صوفی به یقین آمد، زاهد به گمان شد ۹
پیرانهسر آمد به کفم دامن طفلی
المنة الله که مرا بخت جوان شد ۱۰
تا خاک نشین ره عشقیم فروغی
خورشید ز ما صاحب صد نام و نشان شد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۱ - نفس نامسلمانم از گنه پشیمان شد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۳ - هر جان که بر لب آمد، واقف از آن دهان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.