ابوعلی عثمانی : باب ۴ تا ۵۲
باب پنجم - در مجاهدة
قالَ اللّهُ تَعالی والَّذینَ جاهَدوا فینالَنَهْدِیَّنَهُمْ سُبُلَنا. ابوسعید خَدری رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ گوید پرسیدند پیغامبر را صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم از فاضلترین جهاد، گفت کلمۀ حق پیش سلطان ستمکار گفتن و اشک از چشم ابوسعید فرو ریخت. ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۷۴ - ابوعبداللّه محمّدبن خفیف الشّیرازی
و از ایشان بود ابوعبداللّه محمّدبن خفیف الشّیرازی رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْهِ، صحبت رُرَیْم و جُرَیْری و ابن عطا و پیران دیگر کرده بود و شیخ الشُیوخ بود و یگانۀ وقت، وفاة او اندر سنه احدی و سبعین و ثلثمایه بود. حافظ : رباعیات
رباعی ۶ - تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵۵ - ابومحمّد عبداللّه بن مُنازِلَ
و ازین طایفه بود ابومحمّد عبداللّه بن مُنازِلَ رَحْمَةُ اللّهُ عَلَیْهِ پیر ملامتیان بود، یگانۀ وقت خویش بود و صحبت حَمْدون قَصّار کرده بود و عالم بود و حدیث بسیار نبشته بود و وفات او بنشابور بود، اندر سنه تسع و عشرین یا ثلثین و ثلثمایه بود. عبداللّه مُنازِل گوید هیچکس فریضۀ ضایع نکند از فریضها الّا که مبتلا گردد بضایع کردن سنّتها و هر کی بترک سنّت مبتلا گردد زود بود که ببدعت مبتلا گردد. ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۴ - ابوعلی الفُضَیْل بن عِیاض
و از ایشان بود ابوعلی الفُضَیْل بن عِیاض و خراسانی بود از ناحیت مرو و گویند که مولدش بسمرقند بود و بباورد بزرگ شد و وفات وی بمکه بود اندر محرّم سنه سبع و ثمانین و مائه. کلیم کاشانی : ترجیعات و ترکیبات
شمارهٔ ۳ - ترکیب بند در تهنیت نوروز و مدح شاه جهان
باد نوروزی ببستان مژده ها آورده است فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۳۹ - خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم
خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۱۷ - کتابه دولتخانه صفاپور
زهی دلکش بنای چرخ پایه کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - تاریخ کدخدائی و زن گرفتن شاه شجاع
ایدل از گلشن امید گل عیش بچین کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده است
فلک قد را نمی پرسی که گردون کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - طالع وارون بر آن برگشته مژگان بسته ایم
طالع وارون بر آن برگشته مژگان بسته ایم فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶ - تا با توام، از تو جان دهم آدم را
تا با توام، از تو جان دهم آدم را ملکالشعرای بهار : مسمطات
اعلان جنگ
مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۵ - در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما
در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۰۰ - نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۸ - چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۷ - امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت
امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۶۲ - در این جهان دل خود را شکسته می بینم
در این جهان دل خود را شکسته می بینم مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۹۶ - از حلاوتها که هست از خشم و از دشنام او
از حَلاوتها که هست از خشم و از دُشنامِ او کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۲ - دگر بهار چمن را چه دلگشا کردست
دگر بهار چمن را چه دلگشا کردست
باب پنجم - در مجاهدة
قالَ اللّهُ تَعالی والَّذینَ جاهَدوا فینالَنَهْدِیَّنَهُمْ سُبُلَنا. ابوسعید خَدری رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ گوید پرسیدند پیغامبر را صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم از فاضلترین جهاد، گفت کلمۀ حق پیش سلطان ستمکار گفتن و اشک از چشم ابوسعید فرو ریخت. ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۷۴ - ابوعبداللّه محمّدبن خفیف الشّیرازی
و از ایشان بود ابوعبداللّه محمّدبن خفیف الشّیرازی رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْهِ، صحبت رُرَیْم و جُرَیْری و ابن عطا و پیران دیگر کرده بود و شیخ الشُیوخ بود و یگانۀ وقت، وفاة او اندر سنه احدی و سبعین و ثلثمایه بود. حافظ : رباعیات
رباعی ۶ - تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۵۵ - ابومحمّد عبداللّه بن مُنازِلَ
و ازین طایفه بود ابومحمّد عبداللّه بن مُنازِلَ رَحْمَةُ اللّهُ عَلَیْهِ پیر ملامتیان بود، یگانۀ وقت خویش بود و صحبت حَمْدون قَصّار کرده بود و عالم بود و حدیث بسیار نبشته بود و وفات او بنشابور بود، اندر سنه تسع و عشرین یا ثلثین و ثلثمایه بود. عبداللّه مُنازِل گوید هیچکس فریضۀ ضایع نکند از فریضها الّا که مبتلا گردد بضایع کردن سنّتها و هر کی بترک سنّت مبتلا گردد زود بود که ببدعت مبتلا گردد. ابوعلی عثمانی : باب دوم
بخش ۴ - ابوعلی الفُضَیْل بن عِیاض
و از ایشان بود ابوعلی الفُضَیْل بن عِیاض و خراسانی بود از ناحیت مرو و گویند که مولدش بسمرقند بود و بباورد بزرگ شد و وفات وی بمکه بود اندر محرّم سنه سبع و ثمانین و مائه. کلیم کاشانی : ترجیعات و ترکیبات
شمارهٔ ۳ - ترکیب بند در تهنیت نوروز و مدح شاه جهان
باد نوروزی ببستان مژده ها آورده است فصیحی هروی : ابیات پراکنده
شماره ۳۹ - خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم
خویش را بر نوک مژگان ستمکاران زدم کلیم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۱۷ - کتابه دولتخانه صفاپور
زهی دلکش بنای چرخ پایه کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱۵ - تاریخ کدخدائی و زن گرفتن شاه شجاع
ایدل از گلشن امید گل عیش بچین کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۹ - هنگامی که در بیجابور مورد سوئظن قرار گرفته و به حبس افتاده است
فلک قد را نمی پرسی که گردون کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - طالع وارون بر آن برگشته مژگان بسته ایم
طالع وارون بر آن برگشته مژگان بسته ایم فخرالدین عراقی : رباعیات
رباعی ۶ - تا با توام، از تو جان دهم آدم را
تا با توام، از تو جان دهم آدم را ملکالشعرای بهار : مسمطات
اعلان جنگ
مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۳۵ - در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما
در عهد غیر دلبر پیمان گسست ما کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۰۰ - نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد
نه مرا خاطر غمگین نه دل شاد رسد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۸ - چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد
چشم از جهان که بست که آن دیده ور نشد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۷ - امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت
امسال نوبهار قدم پیشتر گذاشت جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۶۲ - در این جهان دل خود را شکسته می بینم
در این جهان دل خود را شکسته می بینم مولوی : غزلیات
غزل ۲۱۹۶ - از حلاوتها که هست از خشم و از دشنام او
از حَلاوتها که هست از خشم و از دُشنامِ او کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۴۲ - دگر بهار چمن را چه دلگشا کردست
دگر بهار چمن را چه دلگشا کردست