سعیدا : غزلیات
شماره ۱۲۴ - در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
عطار نیشابوری : مظهرالعجایب
در بیان مذهب و سلسلۀ پیر خود فرماید
چون پدر روزی به استادم سپرد
قائم مقام فراهانی : نامه‌های فارسی
شمارهٔ ۱۱۸ - به یکی از امیرزادگان نبشته
قربانت شوم: پروانه مبارکه رسید و جا داشت که سواد مداد آن را به جای مردمک در چشم ها جا دهم و نقد جان را نثار سطور مشک بار نمایم.
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۵۵ - یگره ز خانه مست برا ای نگار من
یگره ز خانه مست برا ای نگار من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۹۱ - همچشم آبله است دل اشکبار من
همچشم آبله است دل اشکبار من
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۹۲ - دل رفت بر کسیکه سیماش خوشست
دل رفت بر کسیکه سیماش خوشست
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۷۷ - زنار پرست زلف عنبر بویت
زنار پرست زلف عنبر بویت
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۵۹۴ - رتبه عشق برونست زادراک قیاس
رتبه عشق برونست زادراک قیاس
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۷۲ - جانا، ز منت ملال تا کی؟
جانا، ز منت ملال تا کی؟
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۷۱۸ - ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۲۶۴ - هر که پا کج می‌گذارد، ما دل خود می‌خوریم
هر که پا کج می‌گذارد، ما دل خود می‌خوریم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۸ - گلزار جهان که غیر خارش نبود
گلزار جهان که غیر خارش نبود
ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی ۱۱۶ - عالم به خروش لااله الا هوست
عالم به خروش لااله الا هوست
نسیمی : غزلیات
شماره ۱۰۴ - آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۵۶ - به هر طرف که روان می ‌شوید ملک شماست
به هر طرف که روان می ‌شوید ملک شماست
مولوی : دفتر ششم
بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن می‌چرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب
گاوِ آبی گوهر از بَحْر آوَرَد
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۱۴۸ - سوال الحضرتین
گرت علمی بحال نشاتین است
فضولی : مقطعات
شماره ۴۶ - فریاد ازین سپهر ستمگر که در جهان
فریاد ازین سپهر ستمگر که در جهان
سید حسن غزنوی : قصاید
شمارهٔ ۴۱ - در مدح عبدالجبارگوید
ای مبارک تر عشقت ز سعادت بسیار
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - گر پریشان خم گیسوی تو از شانه نبود
گر پریشان خم گیسوی تو از شانه نبود