احمد شاملو : آیدا،درخت، خنجر و خاطره
رود قصیدهی بامدادی را...
رود عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۴۷ - ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم
ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم فریدون مشیری : ابر و کوچه
شبنم و شبچراغ
باز، از یک نگاه گرم تو یافت، همه ذرات جان من هیجان! عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۱۰ - تغزل
برخیز و برافروز هلا قبله زردشت ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - هر چند که سعی در رضایت کردم
هر چند که سعی در رضایت کردم محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۲۸ - رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم
رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم قدسی مشهدی : مثنویها
شمارهٔ ۱ - دیباچه جلالای طباطبایی بر مثنویاتی که کلیم و قدسی در تعریف کشمیر سرودهاند
به نام پادشاه پادشاهان امامی هروی : مقطعات
شماره ۱۲ - ای بزرگی که با نسیم وفات
ای بزرگی که با نسیم وفات ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر
دربغ و درد که از کید فتنهٔ گردون عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۷۰ - گر پرده ز روی کار بر میداری!
گر پرده ز روی کار بر میداری! عطار نیشابوری : دفتر اول
در برداشتن حجاب و واصل شدن و یکتا گردیدن فرماید
شود واصل حجابش دور گردد ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۱۹ تا ۱۴۸
اینجا یک سیروزهٔ کوچک است که از فقرهٔ تا است و ما آن را بعد از قسمت آخر که با قسمت بالا مربوط است قرار دادیم. ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١ - گر خرد یار تست ابن یمین
گر خرد یار تست ابن یمین فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹ - زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا
زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۰۹ - دلی میباید اندر عشق جان را وقف غم کرده
دلی میباید اندر عشق جان را وقف غم کرده صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۱۵ - میزنم بر کوچهٔ دیوانگی در این بهار
میزنم بر کوچهٔ دیوانگی در این بهار عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۸۹
بوالعجبآینهایست آینه عشق در وی صورت عاشق و جمال معشوق بنماید بی تعدد و تکثر واین معنی بیذوق فهم نشود و آنچه گفتهاند که معشوق در خود نگرد عاشق را بیند زیرا که آفت عشق عاشق را نیست کرده است آنچه از او در علم معشوق حاصل است منظور اوست بی توهمی و تعددی و اگر بگویم که آنچه در علم معشوق حاصل است اوست راست بود معلوم و علم و عالم باشند بی تعدد: سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۵۷ - نمیپرسی ز حال ما، نه از ما یاد میآری
نمیپرسی ز حال ما، نه از ما یاد میآری احمد شاملو : شکفتن در مه
که زندانِ مرا بارو مباد
که زندانِ مرا بارو مباد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۵ - دلا جان در ره جانان حجابست
دلا جان در ره جانان حجابست
رود قصیدهی بامدادی را...
رود عطار نیشابوری : باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا
شماره ۴۷ - ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم
ما هر دو جهان زیر قدم آوردیم فریدون مشیری : ابر و کوچه
شبنم و شبچراغ
باز، از یک نگاه گرم تو یافت، همه ذرات جان من هیجان! عسجدی : اشعار باقیمانده
شمارهٔ ۱۰ - تغزل
برخیز و برافروز هلا قبله زردشت ابوالحسن فراهانی : رباعیات
شماره ۱۱۸ - هر چند که سعی در رضایت کردم
هر چند که سعی در رضایت کردم محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۲۸ - رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم
رسید نغمه ای از بادهنوشی تو به گوشم قدسی مشهدی : مثنویها
شمارهٔ ۱ - دیباچه جلالای طباطبایی بر مثنویاتی که کلیم و قدسی در تعریف کشمیر سرودهاند
به نام پادشاه پادشاهان امامی هروی : مقطعات
شماره ۱۲ - ای بزرگی که با نسیم وفات
ای بزرگی که با نسیم وفات ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر
دربغ و درد که از کید فتنهٔ گردون عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شماره ۷۰ - گر پرده ز روی کار بر میداری!
گر پرده ز روی کار بر میداری! عطار نیشابوری : دفتر اول
در برداشتن حجاب و واصل شدن و یکتا گردیدن فرماید
شود واصل حجابش دور گردد ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۱۱۹ تا ۱۴۸
اینجا یک سیروزهٔ کوچک است که از فقرهٔ تا است و ما آن را بعد از قسمت آخر که با قسمت بالا مربوط است قرار دادیم. ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٢١ - گر خرد یار تست ابن یمین
گر خرد یار تست ابن یمین فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۹ - زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا
زمهر اولیاء الله شانی کرده ام پیدا اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۰۹ - دلی میباید اندر عشق جان را وقف غم کرده
دلی میباید اندر عشق جان را وقف غم کرده صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۹۱۵ - میزنم بر کوچهٔ دیوانگی در این بهار
میزنم بر کوچهٔ دیوانگی در این بهار عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۸۹
بوالعجبآینهایست آینه عشق در وی صورت عاشق و جمال معشوق بنماید بی تعدد و تکثر واین معنی بیذوق فهم نشود و آنچه گفتهاند که معشوق در خود نگرد عاشق را بیند زیرا که آفت عشق عاشق را نیست کرده است آنچه از او در علم معشوق حاصل است منظور اوست بی توهمی و تعددی و اگر بگویم که آنچه در علم معشوق حاصل است اوست راست بود معلوم و علم و عالم باشند بی تعدد: سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۵۷ - نمیپرسی ز حال ما، نه از ما یاد میآری
نمیپرسی ز حال ما، نه از ما یاد میآری احمد شاملو : شکفتن در مه
که زندانِ مرا بارو مباد
که زندانِ مرا بارو مباد خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۹۵ - دلا جان در ره جانان حجابست
دلا جان در ره جانان حجابست