خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۲۴۳ - در مرثیهٔ رشید الدین فرزند خود
پسر داشتم چون بلند آفتابی
نشاط اصفهانی : رباعیات
شماره ۵۶ - یارب از هر چه جز تو بیزارم کن
یارب از هر چه جز تو بیزارم کن
سهراب سپهری : مرگ رنگ
دود میخیزد
دود می خیزد ز خلوتگاه من.
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۱ - چشم من چون به روی او باز است
چشم من چون به روی او باز است
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ۵۶ - قصیده در مدح امیر تالش
شاد باش ای دل که بختت پیشوائی میکند
رضی‌الدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۷۹ - این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۳۰ - چشم بد کس بچشم مستت نرسد
چشم بد کس بچشم مستت نرسد
عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشت
نو مریدی داشت اندک مایه زر
جامی : دفتر دوم
بخش ۳۵ - در بیان آنکه روی عاشق اول به سوی خویش است و بعد از آن به سوی معشوق و در آخر کار به سوی عشق
روی عاشق نخست در خویش است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۰۳ - برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
برقم ز خرمن از دل بیتاب می جهد
هاتف اصفهانی : رباعیات
رباعی ۲۵ - از عشق تو جان بی قراری دارم
از عشق تو جان بی قراری دارم
سعدی : غزلیات
غزل ۳۸۹ - باز از شراب دوشین در سر خمار دارم
باز از شراب دوشین در سر خمار دارم
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۵۹ - ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
ز خویشتن نفسی گر نهی قدم بیرون
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۴۶ - دام و کمند گردن دلهاست آرزو
دام و کمند گردن دلهاست آرزو
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۸۸ - شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن
شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن
نظام قاری : فردیات
شماره ۳۰ - در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنست
در دل اطلس ختا قصد شکست سوزنست
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵۱۷ - هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
هر قدم سست کی از وادی ما آگاه است؟
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۸۰ - کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
رشیدالدین میبدی : ۱۸- سورة الکهف- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً» ربّ العزّه جلّ جلاله اندرین آیت مصطفى (ص) را تأدیب مى‏کند تا در هر چه گوید و هر کار که کند در آن استثنا بجاى آرد، یعنى که با مشیّت اللَّه تعالى افکند و گوید: ان شاء اللَّه، و سبب نزول این آیت آن بود که چون او را از قصّه اصحاب الکهف و ذو القرنین و روح پرسیدند وعده جواب بفردا داد و نگفت ان شاء اللَّه تا جبرئیل چهل روز از وى باز ماند، و بروایتى پانزده روز، و بروایتى سه روز، و رسول خدا (ص) از وا ایستادن جبرئیل (ع) غمگین و اندوهگن گشت و مشرکان گفتند: انّ محمّدا قد ودّعه ربّه و قلاه، پس جبرئیل فرو آمد و تسکین دل مصطفى را (ص) و تسلیت وى را این آیت فرو آورد: «ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلى‏» و او را استثنا فرمود در هر کار که پیش گیرد باین آیت که: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَداً، إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللَّهُ» یعنى اذا قلت لشى‏ء انّى فاعل غدا فقل ان شاء اللَّه لانّک لا تدری ایتم ذلک ام یعوق دون وقوعه عائق فیدخل فى میعادک خلف، و هذا الغد اسم لکل حین تستقبله و لو الى سنین.
صفایی جندقی : رباعیات انابیه
شماره ۱۹ - با یاد خودم دوام دمسازی بخش
با یاد خودم دوام دمسازی بخش