نهج البلاغه : حکمت ها
نفوذ و تاثیر سخن
وَ قَالَ عليهالسلام رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ صفی علیشاه : غزلیات
شماره ۱ - سوگند خوردهایم به موی تو بارها
سوگند خوردهایم به موی تو بارها شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۴۹ - واصل به خودم عین وصالم اینست
واصل به خودم عین وصالم اینست کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۴۵ - عاشق آنست که چون داغ تمنا سوزد
عاشق آنست که چون داغ تمنا سوزد مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۳۰ - چون موج سیاه روی هامون گیرد
چون موج سیاه روی هامون گیرد انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زینالدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد
ای بزرگی کز آب و خاک چو تو ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۰۴ - ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر،
ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر، لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۱۸ - به شاهد لغت لست، بمعنی چیزی قوی
گر سیر شدی بتا ز من در خور هست صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۵۳ - هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر حافظ : غزلیات
غزل ۲۵۱ - شب وصل است و طی شد نامه هجر
شب وصل است و طی شد نامه هجر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۲۳ - هر بار کان پریوش در کوی من در آید
هر بار کان پریوش در کوی من در آید محمود شبستری : گلشن راز
بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بیبود
بنه آیینهای اندر برابر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۱۰ - دلبر من دوش که مهمان رسید
دلبر من دوش که مهمان رسید فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی اوحدی مراغهای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - وله روح الله روحه
آن نفس را، که ناطقه گویند، بازیاب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۶۸ - آن عزیزان که همه شب به دل من گردند
آن عزیزان که همه شب به دل من گردند واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن
خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۳۰ - سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد
سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد ملا احمد نراقی : باب چهارم
شرافت مدارا با مردم
و مخفی نماند که مدارا نیز نزدیک به رفق است و مدارا عبارت از آن است که ناگواری که از کسی به تو رسد محتمل شوی و به روی خود نیاوری و این از جمله صفاتی است که آدمی را در دنیا و آخرت به مراتب بلند و درجات ارجمند می رساند و اغلب کسانی که در دنیا به مرتبه عظیم رسیدند از این صفت جلیله است. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۶۶ - خویش را در کوی بی خویشی فگن
خویش را در کوی بی خویشی فگن
نفوذ و تاثیر سخن
وَ قَالَ عليهالسلام رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ صفی علیشاه : غزلیات
شماره ۱ - سوگند خوردهایم به موی تو بارها
سوگند خوردهایم به موی تو بارها شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۴۹ - واصل به خودم عین وصالم اینست
واصل به خودم عین وصالم اینست کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۴۵ - عاشق آنست که چون داغ تمنا سوزد
عاشق آنست که چون داغ تمنا سوزد مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۳۰ - چون موج سیاه روی هامون گیرد
چون موج سیاه روی هامون گیرد انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زینالدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد
ای بزرگی کز آب و خاک چو تو ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۰۴ - ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر،
ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر، لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۱۸ - به شاهد لغت لست، بمعنی چیزی قوی
گر سیر شدی بتا ز من در خور هست صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۵۳ - هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر
هر چه خواهی بر من ای دنیا ز تلخی تنگ گیر حافظ : غزلیات
غزل ۲۵۱ - شب وصل است و طی شد نامه هجر
شب وصل است و طی شد نامه هجر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۲۳ - هر بار کان پریوش در کوی من در آید
هر بار کان پریوش در کوی من در آید محمود شبستری : گلشن راز
بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بیبود
بنه آیینهای اندر برابر امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۱۰ - دلبر من دوش که مهمان رسید
دلبر من دوش که مهمان رسید فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی اوحدی مراغهای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - وله روح الله روحه
آن نفس را، که ناطقه گویند، بازیاب امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۶۸ - آن عزیزان که همه شب به دل من گردند
آن عزیزان که همه شب به دل من گردند واعظ قزوینی : رباعیات
شماره ۱۰۶ - خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن
خالی ز خرد شد سر و، از نیرو تن امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۳۰ - سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد
سرم فدات چو تیغ تو گرد سر گردد ملا احمد نراقی : باب چهارم
شرافت مدارا با مردم
و مخفی نماند که مدارا نیز نزدیک به رفق است و مدارا عبارت از آن است که ناگواری که از کسی به تو رسد محتمل شوی و به روی خود نیاوری و این از جمله صفاتی است که آدمی را در دنیا و آخرت به مراتب بلند و درجات ارجمند می رساند و اغلب کسانی که در دنیا به مرتبه عظیم رسیدند از این صفت جلیله است. امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۶۶ - خویش را در کوی بی خویشی فگن
خویش را در کوی بی خویشی فگن