این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و هجران سخن میگوید. او بر ثابت قدم بودن در راه عشق تأکید میکند و بیان میکند که در این راه هیچ کاری بیاجر نخواهد بود. شاعر از توبه کردن از رندی و عشق خودداری میکند، حتی اگر هجران و دوری او را آزار دهد. او از تاریکی شب هجران شکایت میکند و آرزوی دیدار معشوق را دارد. در پایان، شاعر به حافظ توصیه میکند که در عشق وفادار باشد، حتی اگر جفا ببیند، زیرا سود و زیان در این راه وجود دارد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۵۱ - شب وصل است و طی شد نامه هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر ۱
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر ۲
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر ۳
برآی ای صبح روشن دل خدا را
که بس تاریک میبینم شب هجر ۴
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجر ۵
وفا خواهی جفاکش باش حافظ
فان الربح و الخسران فی التجر ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.