خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از درد عشق، ملامت دیگران، ترس از اجل و حسرت سخن میگوید. او از دل شکستهاش مینالد و آرزو میکند که در روز قیامت از ملامتها در امان باشد. همچنین، از رشک و دوری از معشوق و دردهای عشق شکایت میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند اجل و حشر نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۲۱۹ - چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
پی خونریزی ارباب ملامت خیزی ۱
ای اجل بر سر بالین من آیی ترسم
که به امید نشینی و به حسرت خیزی ۲
پای دل بوسم و گویم که مبادا در حشر
تا که از زخم ملامت به سلامت خیزی ۳
تو پس زانوی رشک ای دل و او پهلوی غیر
نشود گر تو ازین حلقه صحبت خیزی ۴
نشئهی درد فصیحی به دلت باد حرام
از غم آباد بلا گر به سلامت خیزی ۵
پی خونریزی ارباب ملامت خیزی ۱
ای اجل بر سر بالین من آیی ترسم
که به امید نشینی و به حسرت خیزی ۲
پای دل بوسم و گویم که مبادا در حشر
تا که از زخم ملامت به سلامت خیزی ۳
تو پس زانوی رشک ای دل و او پهلوی غیر
نشود گر تو ازین حلقه صحبت خیزی ۴
نشئهی درد فصیحی به دلت باد حرام
از غم آباد بلا گر به سلامت خیزی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۸ - چند از بحر طلب موج دویی انگیزی
گوهر بعدی:شماره ۲۲۰ - یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون میزنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.