فضولی : غزلیات
شماره ۳۶۳ - نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
نمی خواهم که گوید هیچ کس احوال من با او
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۲۲۲ - عبدالقهار
دگر هم عبدقهار است در کار
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۲۵۹ - کَمنّه مشک و عنبر، عَرقْ گلویی
کَمنّه مشک و عنبر، عَرقْ گلویی
اثیر اخسیکتی : غزلیات
شماره ۶۳ - دل ز دست غمت بجان نجهد
دل ز دست غمت بجان نجهد
ابوسعید ابوالخیر : ابیات پراکنده
تکه ۷ - چون مرا دیدی تو او را دیده‌ای
چون مرا دیدی تو او را دیده‌ای
غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۱۳ - اصل دوم
بدان که معده چون حوض تن است و عروق که از وی همی شود به هفت اندام چون جویهاست و منبع همه شهوتها معده است و این غالبترین شهوتی است بر آدمی، چه آدم (ع) که از بهشت بیفتاد به سبب این شهوت بیفتاد. و این شهوت اصل شهوتهای دیگر است که چون شکم سیر شد شهوت نکاح جنبیدن گیرد و به شهوت فرج قیام نتوان کرد الا به مال. پس شره مال پدید آید و مال به دست نتوان آورد الا به جاه، و جاه نگاه نتوان داشت الا به خصومت با خلق و از آن حسد و تعصب و عداوت و کبر و ریا پدید آید.
خاقانی : غزلیات
غزل ۲۶۵ - تو را در دوستی رائی نمی‌بینم، نمی‌بینم
تو را در دوستی رائی نمی‌بینم، نمی‌بینم
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۷۸ - از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
از تراش آن خط مشکین جلوه زان رخسار کرد
فصیحی هروی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - نویسم
گفتم که بیاض دوستان را
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۷۹ - حفظ عهد الربوبیه و العبودیه
یکی دیگر ز حفظ العهد آنست
سعدی : رباعیات
رباعی ۱ - آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست
آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
به بحر خویش چون موجی تپیدم
به بحر خویش چون موجی تپیدم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۳۱۲ - صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اند
صفا فریب فقیهان نفس گداخته‌اند
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۰ - تتبع خواجه
چون بیاد لعل او میل می گلگون کنم
مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۰۸ - چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
چو آفتاب بَرآمَد زِ قَعْرِ آبِ سیاه
عطار نیشابوری : وصلت نامه
فی الموت
زان پیش که در عین هلاکت فکنند
فردوسی : پادشاهی بهرام گور
بخش ۲۰ - برین‌گونه یک چند گیتی بخورد
برین‌گونه یک چند گیتی بخورد
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۰۳ - صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
صنما، بی‌تو مرا کار به جان آمده گیر
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - گفتم کمند عشق تو در گردن منست
گفتم کمند عشق تو در گردن منست
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۹۹ - نور ایمان از بیاض روی اوست
نور ایمان از بیاض روی اوست