صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۰۹۶ - در جهان دل مبند و اسبابش
در جهان دل مبند و اسبابش شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراه
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش قناعت و خوش خلقى
وَ قَالَ عليهالسلام كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً وَ بِحُسْنِ اَلْخُلُقِ نَعِيماً غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۸۱ - اصل دهم
بدان که ولایت داشتن کار بزرگی است و خلافت حق است در زمین چون بر سبیل عدل بود. و چون از عدل و شفقت خالی بود خلافت ابلیس لعنته الله هیچ سبب فساد عظیم تر از ظلم والی نیست. و اصل ولایت داشتن علم و عمل است و علم ولایت دراز است. اما عنوان علمها آن است که والی باید که بداند که او را بدین عالم برای چه آورده اند و قرارگاه او چیست و دنیا منزلگاه اوست نه قرارگاه او. و او بر صورت مسافری است که رحم مادر بدایت منزل اوست و لحد گور نهایت او. و هر سالی و هر ماهی و روزی که می گذرد از عمر او، چون مرحله ای است که بدان نزدیک می شود به قرارگاه خود و هرکه را به قنطره ای گذر باید کرد. چون به عمارت قنطره روزگار به سر برد و منزلگاه فراموش کند بی عقل بود و عاقل آن بود که در منزل دنیا جز به زاد راه مشغول نشود و از دنیا به قدر ضرورت و حاجت قناعت کند. و هرچه بیش از آن بود همه زهر قاتل بود و به وقت مرگ خواهد که همه خزاین او پرخاکستر بود، پس هرچند جمع بیش کند درد و حسرت بیش بود و نصیب او جز به قدر کفایت نبود و باقی همه وزر و بال آن جهان باشد و در وقت مرگ جان کندن بر او سخت تر بود، و این آن وقت بود که حلال بود و اگر از حرام بود خود عذاب و عقوبت بر این حسرت بگذارد. جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۰۸ - تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد
تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۵۷ - نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه
نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۴۸ - الا ای بچهره گلستان من
الا ای بچهره گلستان من عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا
نماند هیچ کریمی که پای خاطر من سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - ز کویی کآنچنان ماهی برآید
ز کویی کآنچنان ماهی برآید رهی معیری : چند قطعه
نیش و نوش
چون مساعد نیست ساعد بهر نفط رشیدالدین میبدی : ۷۰- سورة المعارج- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند جهاندار دشمن پرور ببخشایندگى، دوست بخشاى بمهربانى. قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۸۵ - ای وزیری که صدر قدر ترا
ای وزیری که صدر قدر ترا جیحون یزدی : غزلیات
شماره ۴ - مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد
مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۳۴ - زغمت خون دلی نیست که در جامم نیست
زغمت خون دلی نیست که در جامم نیست عطار نیشابوری : دفتر اول
در خطاب هاتف غیب پاکباز را و درد او را استماله کردن و دلخوشی فرماید
خطاب آمد که بخشیدم دلت را عطار نیشابوری : بخش سوم
(۷) حکایت جوان گناه کار و ملایکۀ عذاب که برو موکّلند
چنین خواندم که در محشر جوانی رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۰۵ - علی همدانی قُدِّسَ رُوْحُهُ
وهو سیدالاجل سید علی بن شهاب الدین محمد. نسب شریفش به چند واسطه به حضرت امام همام زین العابدینؑمنتهی میشود جناب میر از دوازده سالگی سالک مسلک سلوک شد. دستِ ارادت به شیخ شرف الدین محمود عبداللّه مزدقانی مرید شیخ علاء الدوله سمنانی داد و کسب طریقت در پیش تقی الدین علی دوستی سمنانی کرد. جامع علوم ظاهر و باطن گشت. سه نوبت ربع مسکون را سیاحت نمود. گویند به صحبت هزار و چهارصد نفر از اولیاءاللّه رسید. غریبتر اینکه چهارصد تن را در یک مجلس دید. احوال و اقوالش در کتاب خلاصة المناقب مندرج است. بالاخره در ماوراءالنهر به بلایی درگذشت. نعشش را به ختلان نقل نمودند. مدت عمرش هفتاد و سه سال و وفاتش در سنهٔ ۷۸۶. از اوست: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۷۰ - شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۳ - عزم رفتن کردهیی چون عمر شیرین یاد دار
عَزمِ رفتن کردهیی چون عُمرِ شیرین یاد دار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۷۲ - یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
غزل ۵۰۹۶ - در جهان دل مبند و اسبابش
در جهان دل مبند و اسبابش شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۷ - شاهد گمراه
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای نهج البلاغه : حکمت ها
ارزش قناعت و خوش خلقى
وَ قَالَ عليهالسلام كَفَى بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً وَ بِحُسْنِ اَلْخُلُقِ نَعِيماً غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۸۱ - اصل دهم
بدان که ولایت داشتن کار بزرگی است و خلافت حق است در زمین چون بر سبیل عدل بود. و چون از عدل و شفقت خالی بود خلافت ابلیس لعنته الله هیچ سبب فساد عظیم تر از ظلم والی نیست. و اصل ولایت داشتن علم و عمل است و علم ولایت دراز است. اما عنوان علمها آن است که والی باید که بداند که او را بدین عالم برای چه آورده اند و قرارگاه او چیست و دنیا منزلگاه اوست نه قرارگاه او. و او بر صورت مسافری است که رحم مادر بدایت منزل اوست و لحد گور نهایت او. و هر سالی و هر ماهی و روزی که می گذرد از عمر او، چون مرحله ای است که بدان نزدیک می شود به قرارگاه خود و هرکه را به قنطره ای گذر باید کرد. چون به عمارت قنطره روزگار به سر برد و منزلگاه فراموش کند بی عقل بود و عاقل آن بود که در منزل دنیا جز به زاد راه مشغول نشود و از دنیا به قدر ضرورت و حاجت قناعت کند. و هرچه بیش از آن بود همه زهر قاتل بود و به وقت مرگ خواهد که همه خزاین او پرخاکستر بود، پس هرچند جمع بیش کند درد و حسرت بیش بود و نصیب او جز به قدر کفایت نبود و باقی همه وزر و بال آن جهان باشد و در وقت مرگ جان کندن بر او سخت تر بود، و این آن وقت بود که حلال بود و اگر از حرام بود خود عذاب و عقوبت بر این حسرت بگذارد. جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۱۰۸ - تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد
تا کی دلم از هجر تو پر خون باشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۵۷ - نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه
نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۴۴۸ - الا ای بچهره گلستان من
الا ای بچهره گلستان من عبید زاکانی : مقطعات
شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا
نماند هیچ کریمی که پای خاطر من سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۲۵۵ - ز کویی کآنچنان ماهی برآید
ز کویی کآنچنان ماهی برآید رهی معیری : چند قطعه
نیش و نوش
چون مساعد نیست ساعد بهر نفط رشیدالدین میبدی : ۷۰- سورة المعارج- مکیة
النوبة الاولى
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بنام خداوند جهاندار دشمن پرور ببخشایندگى، دوست بخشاى بمهربانى. قاآنی شیرازی : قطعات
شماره ۸۵ - ای وزیری که صدر قدر ترا
ای وزیری که صدر قدر ترا جیحون یزدی : غزلیات
شماره ۴ - مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد
مطرب از وصف لبت تا که بیانی دارد نیر تبریزی : غزلیات
شماره ۳۴ - زغمت خون دلی نیست که در جامم نیست
زغمت خون دلی نیست که در جامم نیست عطار نیشابوری : دفتر اول
در خطاب هاتف غیب پاکباز را و درد او را استماله کردن و دلخوشی فرماید
خطاب آمد که بخشیدم دلت را عطار نیشابوری : بخش سوم
(۷) حکایت جوان گناه کار و ملایکۀ عذاب که برو موکّلند
چنین خواندم که در محشر جوانی رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۰۵ - علی همدانی قُدِّسَ رُوْحُهُ
وهو سیدالاجل سید علی بن شهاب الدین محمد. نسب شریفش به چند واسطه به حضرت امام همام زین العابدینؑمنتهی میشود جناب میر از دوازده سالگی سالک مسلک سلوک شد. دستِ ارادت به شیخ شرف الدین محمود عبداللّه مزدقانی مرید شیخ علاء الدوله سمنانی داد و کسب طریقت در پیش تقی الدین علی دوستی سمنانی کرد. جامع علوم ظاهر و باطن گشت. سه نوبت ربع مسکون را سیاحت نمود. گویند به صحبت هزار و چهارصد نفر از اولیاءاللّه رسید. غریبتر اینکه چهارصد تن را در یک مجلس دید. احوال و اقوالش در کتاب خلاصة المناقب مندرج است. بالاخره در ماوراءالنهر به بلایی درگذشت. نعشش را به ختلان نقل نمودند. مدت عمرش هفتاد و سه سال و وفاتش در سنهٔ ۷۸۶. از اوست: صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۲۷۰ - شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۳ - عزم رفتن کردهیی چون عمر شیرین یاد دار
عَزمِ رفتن کردهیی چون عُمرِ شیرین یاد دار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۷۲ - یک آفریده از ته دل شادمانه نیست
یک آفریده از ته دل شادمانه نیست